هوش گیاهان

 

جالبه

 فکر نمي کنم انساني باشد که با شنيدن يک واقعه طبيعي، در بهت و حيرت فرو نرفته و اعتقادش به وجود نظم در کارگاه هستي چند برابر نشود؛ اما باورتان مي شود گياهاني که هميشه بي سروصدا در اطراف ما رشد مي کنند و بزرگ مي شوند و بسياري از ما کوچکترين توجهي هم به آنها نداريم ، از خود ما باهوش تر باشند؟
هر چند وجود هوش در گياهان دقيقا مطابق تعريفي نيست که براي هوش انسان بيان مي شود اما شايد بتوان گفت شيوه مقابله و برخورد با عوامل محيطي و عملکرد از طريق ژنها، قرنهاست که از گياهي به گياه ديگر منتقل شده است.
ويژگي هاي منحصر به فرد گياهان بشر را وا مي دارد تا گياهان را واجد هوشي اعجاب برانگيزتر از هوش انساني بدانند. محققان هر چه در تحقيقات خود بيشتر پيش مي روند در اين زمينه ها با شگفتي هاي باورنکردني تري مواجه مي شوند؛ اما هنوز هم بر سر اين که بايد اسم اين قابليت گياهان را برقراري ارتباط موثر و مفيد با محيط چه گذاشت متفق القول نيستند، اما دکتر طباطبايي ، عضو هيات علمي دانشگاه تهران مي گويد اين چيزي جز هوش نمي تواند باشد.
گياهان نيز مثل جانوران از سير تکاملي خاص گذر کرده و طي قرنها تغييراتي را در اندام و سازوکار خود ديده اند. شايد باورتان نشود اما بسياري از جنبه هاي تکامل گياهان حتي از حيوانات هم پيچيده تر است؛ هرچند گياهان از نظر تکلم ، حرکت و عکس العمل سريع و برخي مکانيسم هاي ديگر از حيوانات عقب تر هستند، ولي از لحاظ ترکيبات و فرآيندهاي شيميايي مثل توليد موادي که خاصيت دارويي دارند و ترکيبات ثانويه ناميده مي شوند از جانوران بسيار پيچيده تر عمل مي کنند.
نکته جالب اين که با وجود سيستم عصبي در جانوران فرآيند تصميم گيري در جانوران توجيه مشخص و بارزي دارد. دانشمندان علوم گياهي به اجماعي در ارتباط با منشا عکس العمل هاي گياهان و بذرهايشان به شرايط محيطي نرسيده اند و اين موضوع به معماي پيچيده اي براي گياه شناسان تبديل شده و مکانيسم تصميم هايي که گياه مي گيرد هنوز بدرستي تشخيص داده نشده است ، به عنوان مثال هنوز کاملا معلوم نيست که يک گياه چگونه حضور يک گياه متخاصم را کنار خود احساس مي کند و براي پيروز شدن در رقابت با آن از خود مواد سمي ترشح مي کند تا رشد گياه مجاور را کم کند. گياهان مي توانند خود را با شرايط اقليمي که هنوز نيامده است ، وفق دهند.
آنها هواشناس هاي خوبي هستند. بخوبي مي دانند که چه موقع بايد جوانه بزنند و چه موقع گل بدهند و چه موقع دانه هاي خود را پراکنده کنند و دانه ها مي دانند چگونه خود را به نقطه مساعد و مناسب براي جوانه زدن برسانند.
عوامل اقليمي و خاکي متعددي بر سازوکارهاي گياهان و تعيين محل سکونت آنها نقش دارند؛ ولي چه کسي مي داند که گياه اين معادله چند مجهولي را چگونه حل مي کند تا در يک شرايط خاصي يک واکنش را انجام بدهد يا نه و اگر انجام مي دهد با چه شدت و سرعتي؟ چگونه يک گياه خود را با شرايط اطراف خود سازگار مي کند؟ بعضي متخصصان اين واکنش هاي گياهان را به هوش گياهي تعبير مي کنند و گياهان را واجد چنين هوشي مي دانند.

منبع از  روزنامه جام جم

ادامه نوشته

عصاره هسته انگور و جلوگیری از رشد سلول های سرطانی

 
ایسنا:نتایج اولیه بررسی اثر عصاره هسته انگور در جلوگیری از پیشرفت سرطان کولون امیدوار کننده است.
به گزارش ساینس دیلی ، محققان دانشگاه کلرادو می گویند عصاره هسته انگور با سرطان کولون مقابله می کند اما پیش از آنکه مواد شیمیایی موجود در هسته انگور به عنوان درمانی برای سرطان درانسان مطرح شود ، مطالعات بیشتر مورد نیاز است.
به گفته محققان آنتی اکسیدان ها یی به نام پروآنتوسیانیدین علت موفقیت آمیز بودن آزمایشات ظاولیه بودند.
آنها در این تحقیق دز های مختلف عصاره هسته انگور را بر سلول های سرطانی کولون بررسی کردند. چرخه رشد سلول های سرطانی که در معرض این عصاره ها قرار گرفتند کند شد و سلول ها مردند.

این محققان سلول های تومور کولون انسان را زیر پوست موش های تغذیه شده با این عصاره و موشهای کنترل تزریق کردند.
در موش های دریافت کننده عصاره هسته انگور رشد تومورها کندتر بود. طی یک مطالعه هشت هفته ای این موش ها وزن طبیعی خود را حفظ کردند ، نغییری در غذایشان حاصل نشد و سایر اثرات جانبی نیز در آنها مشاهده نشد.

                    

خودمونی

 

به خودتان ارزش بدهيد و به خود اعتماد داشته باشيد.

حتي اگر هميشه احساس عدم اطمينان مي كنيد

Callistemon citrinus

Callistemon citrinus

نسخه های گیاهی برای افراد بالای 50 سال

 

1- کتاب نسخه های گیاهی برای افراد بالای 50 سال منتشر شد.

کتاب نسخه های گیاهی برای افراد بالای 50 ترجمه مهندس ساسان جعفرنیا و مهندس سارا خسروشاهی و مهندس مهدی صفایی خرم برگردان کتاب پرفروش Herbal Prescriptions after 50  یکی از آثار دیوید هافمن می باشد که در سال 2007 چاپ شده است

پروفسور دیوید هافمن مسائل مربوط به افراد بالای 50 سال را در این کتاب راهنمای کامل و جامع پیشگیری و حفظ سلامتی مطرح نموده است. هر یک از دستگاه های اصلی بدن مانند ماهیچه ها، استخوانها، گوارش، تنفس، قلب و گردش خون و ... مورد بررسی قرار گرفته علاوه بر تشریح چگونگی عملکرد آنها در مورد حفظ سلامتی این اندام هادر سنین بالا و نیز درمان بیماریهای مربوط به آنها توضیح داده شده است.

روشهای درمانی ارائه شده توسط پروفسور دیوید هافمن با گیاهان دارویی مبتنی بر پیشگیری و بهبود وضعیت سلامتی است همچنین نسخه های گیاهی موثر برای درمان بیماریها و ناراحتی های خاص مانند فشار خون بالا، بیخوابی، التهاب برونشیت، آرتروز و ... ارائه شده است. هدف از ارائه نسخه های گیاهی در این کتاب بهبود وضعیت افراد، حفظ بیشتر سلامتی و عقب انداختن پدیده پیری است.

دیوید هافمن متخصص کلینیکی گیاهان دارویی است که از سال 1979 در این رشته فعال می باشد. هافمن عضو انیستیتوی ملی گیاهان دارویی انگلستان و عضو انجمن گیاهان دارویی امریکا است که بیش از 17 عنوان کتاب را درمورد گیاهان دارویی تالیف نموده است. وی گیاهان دارویی را در سرتاسر کشورهای انگلیسی زبان تدریس می کند.

 

فصول این کتاب عبارتند از:

 

1ـ دستگاه گوارش

2ـ دستگاه قلب و عروق

3ـ دستگاه تنفسی

4ـ دستگاه تنفسي فوقانی

5ـ دستگاه عصبي

6ـ دستگاه ادراري

7ـ دستگاه تناسلي

8ـ دستگاه اسكلتي ماهيچه‌اي

9ـ پوست و مو

10ـ دستگاه ايمني بدن

11ـ غدد درون‌ريز

12ـ ساخت داروهاي گياهي

 

کتاب نسخه های گیاهی برای افراد بالای 50 در 12 فصل و 440 صفحه و در قطع وزیری توسط آموزشگاه کشاورزی سبزایران ترجمه و چاپ شده است.

 

كدوي تخمه كاغذی                               Cucurbita pepo

كدوي تخمه كاغذی                               Cucurbita pepo

گياهي پيچيده يا بالا رونده ، برگ بزرگ و پوشيده از كرك ، ميوه نارنجي تيره ، به شكل كدوي تنبل اما گرد ، گل ها زرد رنگ ، تخم ميوه اين گياه بدون پوست مي باشد و غشاي نازكي اطراف مغز قرار گرفته است .

مواد مؤثره : گليكوزيد (پپونوزيد) ، پروستاليكوئيد ، گرونفينگ ، ويتامين E ، فيتوسترون

خواص درماني : مهمترين خاصيت درماني كه امروز بدان توجه مي شود درمان تورم پروستات ، سوزش مجاري ادراري ، درمان تصلب شرائين ، تقويت كننده عمومي بدن ، افزايش مقاومت بدن در مقابل عوامل بيماري زا ، ضد كرم (كرم كدو) ، آرام بخش و مسكن درد .

روش استفاده : قسمت مورد استفاده بذر اين گياه است كه متأسفانه بسيار كمياب است .

تخمه كدو + ريشه و اندام هوايي گزنه + ميوه خارخسك + بابونه : متوقف نمودن رشد غده پروستات ، درمان تورم پروستات ، ضد التهاب ، محرك سيستم ايمني بدن ، تسهيل جريان و خروج ادرار

مكانيسم اثر : اين دارو باعث مهار آنزيم تبديل ستوسترون به 5 - آلفا - دي هيدروتستوسترون در نتيجه باعث كاهش غلظت آن شده و رشد غده پروستات را متوقف مي كند .

عوارض جانبي   :استفاده از اين دارو در اوايل ممكن است سبب مقداري حالت تهوع شود كه با ادامه درمان قطع مي شود . استفاده بيش از حد باعث تحريك معده مي شود .

دارو : قطره پروستاتان روزي سه بار 30 قطره در يك فنجان آب سرد بعد از غذا

سوسن چلچراغ ایران Lilium ledebourii

سوسن چلچراغ ایران Lilium ledebourii

stapelina variegata

استبرق 

جلبک

جلبکها ساده‌ترین موجودات واجد کلروفیل هستند. سه تفاوت عمده بین جلبکها و گیاهان عالی وجود دارد. اولا جلبکها فاقد ریشه ، ساقه و برگ‌ هستند، ثانیا در اطراف اندامها یا ساختارهای زایشی جلبکها یاخته‌های محافظ وجود ندارد، ثالثا جنین در جلبکها دیده نمی‌شود. در طبیعت جلبکها در محیطهای گوناگون یافت می‌شوند. آب محیطی است که بیشترین جلبکها را در خود جای داده است.

در سطح خاکهای مرطوب نیز تعداد بسیار زیادی جلبک یافت می‌شود. بخشهای هوایی درختان و همچنین سنگها و صخره‌ها محلهای دیگری هستند که جلبکها می‌توانند بر روی آنها رشد کنند. بعضی از جلبکها می‌توانند در محیطهای غیر معمولی ، مثل دریاچه‌های نمک ، چشمه‌های آب گرم و یخچالهای طبیعی و حتی در درون بدن و بافتهای موجودات زنده زیست کنند.



تصویر

مشخصات تال در جلبکها

اندازه تال در جلبکها از چند میکرون تا چندین متر می‌رسد. همچنین تال به اشکال مختلف از قبیل تک یاخته‌ای (متحرک و غیر متحرک) ، کلونی ، ریسه‌ای ، پارانشیمی و سیفونی دیده می‌شود. ساختار یاخته‌ای جلبکها نیز به دو صورت پروکاریوتی و یوکاریوتی است. ساختار پروکاریوتی مربوط به جلبکهای سبز - آبی و ساختار یوکاریوتی مربوط به بقیه جلبکهاست.

دیواره یاخته‌ای

دیواره یاخته‌ای در جلبکها بسیار حائز اهمیت است. علت آن وجود مواد مختلفی است که بعضی از آنها کاربرد صنعتی ، دارویی و پزشکی دارند. یاخته‌های زایشی از قبیل گامتها و زئوسپورها فاقد دیواره یاخته‌ای هستند. دیواره یاخته‌ای در جلبکها معمولا از 2 لایه تشکیل شده است لایه بیرونی لایه‌ای است ژلاتینی از مواد پکتینی ساخته شده و در آب گرم حل می‌شود. لزج بودن جلبکها بدلیل وجود این لایه بیرونی است. لایه درونی از جنس سلولز است که در آب گرم نامحلول است. هر دو این مواد نوعی پلی ساکارید هستند در اکثر موارد ترکیبات دیگر از قبیل پروتئین ، کربنات کلسیم ، آهن ، سیلیس ، کتین و غیره در ساختار دیواره یاخته‌ای جلبکها دیده می‌شود.



تصویر

کلروپلاست یا کروماتوفور

یکی از مهمترین اجزای یاخته‌ای در جلبکها کلروپلاست یا کروماتوفور است در داخل کلروپلاست اغلب جلبکهای سبز ، اجسام کروی شکل حاوی نشاسته وجود دارد که آن را پیرنوئید می‌گویند. پیرنوئید در جلبکهای سبز وجود دارد که ممکن است در داخل یا خارج کلروپلاست قرار گیرد. به علاوه کلروپلاست جلبکهای سبز متحرک حاوی لکه نارنجی رنگی به نام استیگما (لکه چشمی) است که جهت یاخته را به سمت نور متمایل می‌سازد. در بعضی از جلبکها ممکن است لکه چشمی خارج از کلروپلاست باشد. در داخل کلروپلاست ، رنگیزه‌هایی از انواع کلروفیل ، کاروتنوئید و بیلی پروتئینها وجود دارند که باعث می‌شوند تا کلروپلاست و در نتیجه یاخته جلبکها به انواع رنگهای مختلف دیده شود.

تاژک

اغلب جلبکها یا خود متحرک‌اند و یا یاخته‌های زایشی آنها متحرک است. در بین جلبکها فقط دو گروه یعنی جلبکهای سبز - آبی و جلبکهای قرمز از این قاعده مستثنی هستند. فرمهای متحرک و یاخته‌های زایشی متحرک در آنها دیده نمی‌شود. وسیله حرکت یاخته‌ای متحرک ، تاژک نام دارد که از نظر شکل ظاهری بر دو نوع است. یکی تاژک شلاقی که سطح آن صاف و دیگری تاژک پر مانند که سطحی ناصاف و همانند پر دارد. همچنین تعداد تاژک و محل قرار گرفتن در جلبکهای گوناگون متفاوت است.



تصویر

تولید مثل در جلبکها

تولید مثل در جلبکها به دو روش غیر جنسی و جنسی صورت می‌گیرد. تولید مثل غیر جنسی یا رویشی توسط یاخته‌های رویشی معمولی انجام می‌شود بدون آنکه در دیواره یاخته اصلی تغییری حاصل گردد قطعه قطعه شدن کلونی ، ریسه یا بطور کلی تال ، تقسیم یاخته‌ای به صورت دوتایی و تغییر شکل یاخته‌های رویشی و تبدیل آنها به یاخته‌های مقاوم و زایشی از انواع تولید مثل رویشی بشمار می‌آیند. تولید مثل غیر جنسی ، روش معمولی و طبیعی جلبکهاست که در این حالت هاگهای متحرک به نام زئوسپور و یا غیر متحرک بنام آپلانسپور در کیسه‌هایی به نام هاگدان بوجود می‌آیند.

تولید مثل جنسی نتیجه آمیزش دو یاخته‌ جنسی نر و ماده به نام گامت است. هنگام آمیزش گامتها ، مراحلی به نام یاخته تخم ایجاد می‌گردد. گامتها ممکن است از نظر شکل و اندازه با هم برابر باشند که در این صورت آنها را ایزوگامت گویند گاهی یکی از گامتها بزرگتر از دیگری است و آنیزوگامت می‌نامند. صرف نظر از اندازه گامتها ، اگر یکی از گامتها کوچکتر و متحرک و گامت دیگر بزرگتر و غیر متحرک باشد در این صورت آنها را هتروگامت گویند. در جلبکهای تکامل یافته ، یاخته‌های زایشی در ساختارهای ویژه‌ای بوجود می‌آیند ساختاری که یاخته‌های نر را بوجود می‌آورد بنام آنتریدیوم وساختاری که یاخته‌های ماده را تولید می‌کند اوئوگونیوم نامیده می‌شود.

چرخه زندگی جلبکها

چرخه زندگی جلبکها از دو قسمت تشکیل شده. مرحله هاپلوئیدی یا گامتوفیتی که طی آن یاخته‌های نر و ماده بوجود می‌آیند و پس از ترکیب آنها با یکدیگر یاخته دیپلوئید تخم حاصل می‌شود. مرحله بعدی با ایجاد یاخته تخم آغاز می‌گردد که آن را مرحله اسپروفیتی گویند. حال اگر رویش تخم با تقسیم به روش میوز انجام گیرد مجددا مرحله گامتوفیتی یا هاپلوئیدی بوجود می‌آید در این حالت مرحله اسپورفیتی بسیار کوتاه است. در صورتی که رویش تخم با تقسیم به روش میوز همراه نباشد گیاه دیگری به نام اسپروفیت تولید می‌شود که تعداد کروموزوم آن دو برابر گیاه اول است و در نتیجه مرحله اسپروفیتی طولانی می‌گردد.



تصویر

انواع چرخه زندگی

بر حسب آنکه مرحله گامتوفیتی و یا اسپروفیتی طولانی باشد و یا گیاه گامتوفیت با گیاه اسپروفیت مشابه با یکدیگر باشند و یا نباشند، چرخه زندگی در جلبکها را به چهار گروه هاپلانتیک ، دیپلانتیک ، ایزومورفیک و هترومورفیک تقسیم می‌کنند.

رده بندی جلبکها

به منظور رده بندی جلبکها ، ویژگیهایی از قبیل ساختار تال ، دیواره یاخته ، تعداد تاژک ، نوع تاژک و محل قرار گرفتن آنها و ... در نظر می‌گیرند.

سیانوفیتا یا جلبکهای سبز – آبی

پست‌ترین جلبکها به شمار می‌روند. ساختار یاخته‌ای از نوع پروکاریوتی و بسیار شبیه به باکتریهاست. تال میکروسکوپی داشته و به اشکال تک یاخته‌ای ، کلونی ، ریسه‌ای بدون هتروسیت و ریسه‌ای دارای هتروسیت تقسیم می‌شوند. یاخته‌های هتروسیت ممکن است در ابتدای ریسه و یا در بین یاخته‌ها رویشی بوجود آیند. رنگ این یاخته‌ها سبز زیتونی و دارای دیواره‌ای دو لایه‌اند. این یاخته‌ها حاوی آنزیم ویژه‌ای هستند که می‌توانند نیتروژن موجود در هوا را به صورت نیتروژن آمونیاکی در خود تثبیت کنند. تولید مثل جنسی در جلبکهای سبز – آبی وجود ندارد و تولید مثل به صورت تقسیم دوتایی ، قطعه قطعه شدن و تشکیل هورموگونیوم و اکینیت انجام می‌شود.

جلبکهای سبز

به رنگ سبز علفی هستند تال آنها بسیار متنوع است و به اشکال تک یاخته‌ای متحرک ، تک یاخته‌ای غیر متحرک ، کلونی متحرک ، کلونی غیر متحرک ، ریسه‌ای ساده و منشعب ، پارانشیمی و سیفونی دیده می‌شوند. انواع تولید مثل رویشی غیر جنسی و جنسی در آنها متداول است. کلامیدوموناس جلبک سبزی است متحرک و دارای 2 تاژک از نوع شلاقی در ناحیه سر. کلامیدوموناس را می‌توان منشا جلبکهای سبز بشمار آورد. از تقسیمات یاخته کلامیدوموناس جلبک ریسه‌ای ساده یا اولوتریکس حاصل می‌شود.

کلادوفورا نیز از جلبکهای واجد تال ریسه‌ای منشعب است. جلبک ادوگونیوم به علت دارا بودن اندامهای جنسی آنتریدیوم و ائوگونیوم از دیگر جلبکهای ریسه‌ای کاملا متمایز است. از دیگر جلبکهای سبز اسپیروژیر است. که شناسایی آن به علت داشتن کلروپلاست مارپیچی به آسانی صورت می‌گیرد. لیکن دیگر از ویژگیهای جلبکهای سبز وجود کلروپلاست به اشکال مختلف در آنهاست.



تصویر

اوگلنوفیتا

اوگلنها موجوداتی تک یاخته‌ای و متحرک‌اند. به علت نداشتن دیواره یاخته‌ای شکل ثابت ندارند. و بعضی موارد بسیار شبیه به پروتوزوآ عمل کرده و سبزینه خود را از دست داده و از مواد آلی استفاده می‌کنند.

کاروفیتا

خصوصیات ویژه‌ای دارند که آنها را از بقیه جلبکی ، متمایز می‌سازد. علت آن شکل ظاهری و اندامهای تولید مثلی آنهاست. اولا اندامهای تولید مثلی ساختار پیچیده داشته و ثانیا توسط یاخته‌های نازا احاطه شده‌اند. همچنین چگونگی رویش تخم در آنها متفاوت است.

کریسوفیتا

رنگ این جلبکها اغلب سبز مایل به زرد ، زرد ، طلایی ، زرد مایل به قهوه‌ای است. رنگ آنها به علت وجود رنگیزه‌های کاروتن و گزانتوفیل به تعداد زیاد در کلروپلاست آنهاست. دیاتومها یا رده باسیلاریوفیته جمعیت بزرگی از جلبکها را تشکیل می‌دهند. دیاتومها دارای دیواره دو قسمتی و یا دو کفه‌ای سیلیسی هستند دیاتومها به اشکال منظم و مهندسی جزء زیباترین پلانکتونهای گیاهی بشمار می‌آیند.

جلبکهای قهوه‌ای

تال پر یاخته و ماکروسکوپی است این جلبکها تنها گروهی هستند که تال تک یاخته‌ای و کلونی در آنها وجود ندارد. حتی اشکال ریسه‌ای نیز به تعداد کم در آنها دیده می‌شود. ساختار درونی تال در جلبکهای قهوه‌ای بسیار تکامل یافته و از لایه‌های مختلف تشکیل شده. تولید مثل جنسی نیز در این جلبکها روند تکاملی را طی می‌کند جلبکهای قهوه‌ای چرخه زندگی از نوع ایزومورفیک و تولید مثل به صورت ایزوگامی است.در جلبکهای متوسط چرخه زندگی به صورت هترومورفیک و تولید مثل به روش ائوگامی صورت می‌گیرد. در جلبکهای قهوه‌ای تکامل یافته ، چرخه زندگی به صورت دیپلانتیک دیده می‌شود که در آن تنها گیاه اسپروفیت وجود دارد و گیاه گامتوفیت کاملا از بین رفته است.

جلبکهای قرمز

به علت داشتن رنگیزه‌های فیکوسیانین (سبز مایل به آبی) فیکواریترین (قرمز) به رنگهای بنفش ، سبز زیتونی ، ارغوانی و صورتی و غیره دیده می‌شوند و به خاطر داشتن این رنگیزه‌ها قادرند از اعماق آب زیست کنند. تال کوچک و ظریف دارند. فرآیند تولید مثل در جلبکهای قرمز پیچیده‌تر از جلبکهای قهوه‌ای است. از بعضی جلبکهای قرمز به عنوان منبع غذایی سرشار از پروتئین استفاده می‌کنند.

دینوفیتا

گروهی از پلانکتونهای گیاهی موجود در آبهای شورند که اکثرا تک یاخته‌ای و متحرک‌اند. وسیله حرکت آنها دو تاژک است که یکی از آنها در شیاری واقع است که مانند کمربندی در پیرامون یاخته وجود دارد و دیگری از شیار خارج می‌شود. با آنکه وجود این موجودات در زنجیره غذایی آبزیان بسیار مفید است ولی رشد و تجمع بیش از حد آنها باعث وارد ساختن سمومی در آب می‌شود.

جلبک سبز

جلبکها موجودات ساده‌ای هستند که دارای کلروفیل می‌باشند و از خصوصیات مهم آنها نداشتن ریشه ، ساقه و برگ است. به چنین ساختار ساده‌ای تال می‌گویند. سه تفاوت عمده بین جلبکها و گیاهان عالی وجود دارد. اولا جلبکها فاقد ریشه ، ساقه و برگ هستند. ثانیا در اطراف اندامها یا ساختارهای زایشی جلبکهای یاخته‌های محافظ وجود ندارد و ثالثا جنین در جلبکها دیده نمی‌شود. به منظور رده بندی جلبکها ، ویژگیهایی از قبیل ساختار تال ، شکل کلروپلاست ، انواع مواد ذخیره‌ای یاخته را در نظر می‌گیرند و آنها را به هشت شاخه تقسیم می‌کنند.



تصویر

ویژگیهای جلبکهای سبز

جلبکهای سبز به رنگ سبز علفی هستند و مانند گیاهان عالی در کلروپلاست خود دارای رنگیزه‌هایی مانند کلروفیل b و a ، گزانتوفیل و کاروتن هستند. همچنین در داخل کلروپلاست اغلب آنها اجسام کروی شکل و از جنس پروتئین به نام پیرنوئید وجود دارد که محل ذخیره غذایی نشاسته است.

بعضی از جلبکهای سبز تک یاخته‌ای و برخی کلونی متحرک هستند و حرکت آنها توسط 2 یا 4 تاژک انجام می‌گیرد. شکل کلروپلاست در جلبکهای سبز سهم عمده‌ای در شناسایی جلبکهای مختلف آن دارد. کلروپلاست ممکن است فنجانی شکل ، زین اسبی ، مارپیچ ، ستاره‌ای ، مشبک و بشقابی باشد.

زیستگاه جلبکهای سبز

اغلب جلبکهای سبز آبزی هستند در آبهای شور و شیرین به صورت غوطه‌ور (فیتوپلانکتون) و یا متصل زیست می‌کنند. جلبکهای سبز ، در خاک نیز جمعیت زیادی را تشکیل می‌دهند. حتی تعدادی از جلبکهای سبز به عنوان انگل دیگر موجودات شناخته شده‌اند که مهمترین آنها سفالئوروس است که انگل گیاهانی از قبیل چای ، قهوه و مرکبات به شمار می‌رود.

انواع تال در جلبکهای سبز

ساختار و اندازه تال در جلبکهای سبز برخلاف جلبکهای سبز- آبی بسیار متنوع است. تال ممکن است از نوع ابتدایی و تک یاخته‌ای و به اندازه چند میکرون باشد. در بعضی از جلبکهای سبز طول تال حداکثر به یک متر می‌رسد. همچنین تال تک یاخته ممکن است مانند جلبک کلامیدوموناس متحرک و دارای تاژک و یا مثل جلبک کلرلا تک یاخته‌ای غیر متحرک و فاقد تاژک باشد. انواع دیگر تال در جلبکهای سبز عبارتند از: کلونی متحرک و غیر متحرک ، ریسه‌ای ساده ، ریسه‌ای منشعب و نیز سیفونی و پارانشیمی.

تولید مثل در جلبکهای سبز

برخلاف جلبکهای سبز- آبی که فقط تولید مثل رویش دارند، جلبکهای سبز دارای هر تولید مثل رویشی و جنسی هستند از انواع تولید مثل رویشی ، تقسیم دوتایی یاخته ، قطعه قطعه شدن و تشکیل اکنیت بسیار متداول است. همچنین انواع مختلف تولید مثل جنسی مثل ایزوگامی ، آنیزوگامی و اوئوگامی در جلبکهای سبز دیده می‌شود.

نمونه هایی از جلبکهای سبز




تصویر

کلامیدوناموس

جلبک تک یاخته و متحرکی است که در آبهای شیرین مثل آبگیر ، حوض ، استخر و دریاچه زندگی می‌کند. تال هنگام مشاهده با میکروسکوپ ، تخم مرغی شکل ، دارای دو تاژک در ناحیه سر ، یک کلروپلاست فنجانی شکل که حاوی پیرنوئید و لکه چشمی می‌باشد. کلامیدوموناس را می‌توان منشا جلبکهای سبز دانست. از اجتماع آنها کلونیهای مختلف بوجود می‌آیند. از تقسیمات یاخته کلامیدوناموس و جلبک ریسه‌ای ساده یا اولوتریکس حاصل می‌شود.

اولوتریکس

از جلبکهای سبز یا تال ریسه‌ای ساده است که معمولا در آبهای شیرین متصل به سنگها و اجسام جامد درون آب یافت می‌شود. یاخته‌های ریسه ، چهار گوش بوده و در یک ردیف قرار گرفته‌اند. یاخته راسی یا انتهایی گنبدی شکل است. یاخته پایه بی‌رنگ و فاقد کلروپلاست. کلروپلاست به شکل زین اسب است و در داخل کلروپلاست اجسام کروی شکل یا پیرنوئید قابل رویت‌اند.

تولید مثل بیشتر در اثر قطعه قطعه شدن ریسه توسط جریان آب و یا عوامل خارجی صورت می‌گیرد. انواع هاگها ، از جمله زوئوسپور و آپلانوسپور بوجود می‌آید. منشا اولوتریکس را جلبک تک یاخته‌ای کلامیدوناموس می‌دانند تولید مثل جنسی درپایان فصل رشد و هنگام نامساعد شدن شرایط محیطی صورت می‌گیرد. تولید مثل جنسی به صورت ایزوگامی و چرخه زندگی در جلبک اولوتریکس از نوع هاپلانتیک است.

اولوا

جلبکی دریایی است که بر روی سنگها و صخره‌های ساحل می‌روید و به کاهوی دریایی نیز معروف است. جلبک اولوا به دو صورت گامتوفیت و اسپوروفیت وجود دارد. هر دو تال از نظر شکل ظاهری و اندازه بسیار به هم شبیه‌اند و تنها تفاوت آنها در تعداد کروموزومها است. این دو گیاه (گامتوفیت و اسپوروفیت) در طول زندگی خود بطور متناوب تکرار می‌شوند. به همین علت چرخه زندگی اولوا را تناوب نسلهای مشابه می‌گویند.



تصویر

کلادوفورا

از جلبکهای واجد تال ریسه‌ای منشعب است که در آبهای جاری به فراوانی دیده می‌شود. سلولهای تشکیل دهنده ریسه دراز و استوانه‌ای شکل و دارای کلروپلاست مشبک همراه با تعداد زیادی پیرنوئید هستند. هر یاخته دارای تعدادی هسته است تولید مثل از طریق قطعه قطعه شدن ریسه و تولید اکینت و توسط زوئوسپوراست. تولید مثل جنسی ایزوگامی است و چرخه زندگی از نوع ایزومورفیک همراه با تناوب نسلهای مشابه است.

ادوگونیوم

از جلبکهای آب شیرین است و به علت دارا بودن اندامهای جنسی آنتریدیوم (آنتریدی) و اوئوگونیوم (اوئوگون) از دیگر جلبکهای ریسه‌ای کاملا متمایز است.

اسپیروژیر

از انواع جلبکهای سبز ریسه‌ای است که در طبیعت به فراوانی وجود دارد و شناسایی آن به علت داشتن کلروپلاست مارپیچی به آسانی صورت می‌گیرد. و نوع تولید مثل جنسی آن از نوع الحاقی یا همیوغی است از ویژگیهای مهم این جلبک نداشتن یاخته‌های متحرک ، اعم از زئوسپور و گامت است.

دانه داران

اطلاعات اولیه سلسله گیاهان شامل 4 شاخه است. شاخه ریسه‌داران یا تالوفیتها (Tallophyta) ، شاخه خزه‌ایها (Bryophyta) ، شاخه نهانزادان آوندی (Pteridophyta) و شاخه گیاهان دانه‌دار یا اسپرمتوفیتها (Spermatophyta). وجود دانه یکی از صفات مشخص کننده گیاهان دانه‌دار می‌باشد. با تشکیل دانه نسل تازه‌ای از گیاه به نام رویان در درون آن شروع به رشد می‌کند. بنابراین دانه عامل بقا و انتشار این گیاهان بشمار می‌رود. دو زیر شاخه بازدانگان و نهاندانگان از لحاظ مقام رده بندی دارای ارزش یکسانی هستند ولی از بسیاری از جهات با یکدیگر تفاوت دارند. در بازدانگان تخمک و دانه حاصل از رشد آن فاقد پوشش هستند ولی در نهاندانگان پوشش تمایز یافته‌ای به نام برچه ، تخمک و دانه حاصل از آن را می‌پوشاند. هر کدام از این زیر شاخه‌ها به گروههای کوچکتری تقسیم بندی می‌شوند. تاریخچه شناسایی بازدانگان گرچه بازدانگان کنونی که در دو نیمکره جنوبی و شمالی زمین پراکنده هستند بیش از 500 گونه ندارند ولی در آغاز پیدایش از پرمین پایینی تا کرتاسه مراحل تکامل و تنوع خود را پشت سر گذاشته و از کرتاسه به بعد به گونه‌های امروزی محدود شده‌اند. برچه باز و تخمک برهنه در آنها از اختصاصات کلی رده بندی این گروه گیاهی می‌باشد. برای اولین بار آلکس پرون در سال 1827 موفق به شناخت تفاوت بین گیاهان بازدانه و سایر گیاهان دانه‌دار شد. کشف او مدتها مورد توجه قرار نگرفت. در سال 1868 بازدانگان به عنوان گروه مستقلی از گیاهان دانه‌دار به نام ژیمنوسپرمها شناخته شدند. این نام از دو کلمه یونانی ژیمنوس به معنی برهنه و اسپرم به معنای دانه تشکیل شده است. اندامهای رویش و زایشی در بازدانگان بازدانگان از آغاز پیدایش همیشه گیاهانی چوبی بوده و هستند. شاخه‌های فراوان از یک تنه اصلی جدا می‌شود. برگها غالبا متناوب و به ندرت حالت متقابل روی ساقه دارند. برگها به شکل سوزنی یا فلسی شکل هستند. اندامهای زایشی بازدانگان همیشه تک جنسی و ساده است و روی یک یا دو پایه جداگانه قرار دارد. هر گل نر از کیسه‌های گرده و گل ماده از تخمکهای برهنه تشکیل می‌شوند. پولکها یا فلسهای حامل کیسه‌های گرده و همچنین برچه‌های حامل تخمک بازدانگان بطور جداگانه روی محورهای مشترک قرار داشته و مجموعه‌ای مخروطی شکل از گلهای نر و ماده را بوجود می‌آورند. رده بندی بازدانگان این زیر شاخه از گیاهان دانه‌دار به سه رده تقسیم بندی می‌شود. رده پرفانروگامها (Perphanerogames): که در واقع گیاهان حد واسط نهانزادان آوندی و بازدانگان هستند. در این رده گروههایی مانند راسته سیکادالها و راسته ژنکوالها دیده می‌شود. راسته کاجها (Conifera): که گیاهانی هستند به صورت درخت یا درختچه ، که شامل گیاهان زیادی مانند تیره کاج ، تیره سرو و تیره سرخدار و ... می‌باشد. راسته کلامیدوسپرمها (Clamidosperms): که گیاهان حد واسط بازدانگان و نهاندانگان هستند. که از گیاهان این راسته می‌توان به تیره ارمک و تیره گنتاسه اشاره کرد. تاریخچه نهاندانگان این گروه گیاهی از زمان پیدایش حتی از پرمو تریاس یعنی پایان دوران اول و آغاز دوران دوم سازگاری با محیطهای مختلف خشکی و تنوع و گسترش را آغاز نموده و تنوع آن تا به حال ادامه دارد. نهاندانگان کاملترین گروه گیاهی هستند و حدود نیمی از گیاهان کره زمین را به خود اختصاص داده‌اند و تا به حال بیش از 250 هزار گونه از آنها شناسایی شده است. ساختار دانه و تکامل آن و نظام تولید مثل در آنها یکی از شگفتیهای خلقت در جهان گیاهی است. ویژگیهای مهم نهاندانگان دانه گرده یا گامتوفیت نر آنها معمولا دارای 2 هسته است که یکی از آنها مولد دو گامت می‌باشد. وجود برچه (اندام توخالی که در درون آن تخمکها قرار گرفته‌اند) از اختصاصات مهم این گروه است. این اندام بعد از رسیدن میوه را بوجود می‌آورد که از دانه‌ها از لقاح گامتها بوجود می آیند محافظت می‌کند. کیسه جنینی یا گامتوفیت ماده در حالت جنینی دارای 8 هسته است. لقاح در این گیاهان از طریق لوله گرده است.(سیفونوگامی) در این گیاهان لقاح مضاعف وجود دارد. رده بندی نهاندانگان رده دو‌لپه‌ایها این گروه گیاهی از تکامل بازدانگان بوجود آمده‌اند. دانه در این گروه از دانه گیاهان تک‌لپه‌ای در وضع رشد جنین که به سرعت متوقف شده و دو نقطه جانبی آن بر اثر رشد ایجاد دو لپه متورم را می‌کند متفاوت بوده و همچنین ریشه اصلی در دولپه‌ایها از رشد ریشه‌چه جنین ایجاد می‌شود. ساقه و ریشه دارای ساختار پسین و رشد قطری است. در این گروه گیاهان زیادی قرار دارند. از جمله تیره حبوبات ، تیره بنفشه ، تیره شب بو ، تیره گل مینا ، تیره میخک ، تیره زیتون و ... رده تک‌لپه‌ایها این گروه گیاهی از یکی از تیره‌های دو‌لپه‌ایها بوجود آمده‌اند. تک‌لپه‌ایها دارای لپه منفردی هستند که بر اثر عدم رشد یکی از جوانب راس جنین بوجود می‌آیند. رشد ریشه اصلی حاصل از رشد ریشه‌چه در تک‌لپه‌ایها محدود بوده و به زودی جای آن را ریشه‌های فرعی می‌گیرند. بیشتر این گیاهان علفی و غالبا پایا بوده و ساقه هوایی آنها معمولا بدون انشعاب و برگی است. این گروه از گیاهان تکامل یافته‌ترین گیاهان را تشکیل می‌دهند. از گیاهان این گروه می‌توان به تیره‌های زیر اشاره کرد. تیره خرما ، تیره گل شیپوری ، تیره گندم ، تیره لاله و تیره آناناس.

نارون

این تیره متعلق به راسته گزنه است. تیره نارون Ulmaceae درختانی با برگهای متناوب ، دارای گوشوارک کم دوام و زود افت هستند. گل نر ماده ، گاهی پلی‌گام و کاسه دارای 4 تا 8 قطعه است. پرچمها با کاسبرگها متقابل ، تعداد برچه‌های مادگی در اصل دو عدد ولی یکی از آنها معمولا حذف شده و در نتیجه تخمدان تک خانه‌ای و حاوی یک تخمک واژگون است. میوه فندقه بالدار (در نارون) یا شفت مانند (در درخت آزاد) است. تیره نارون دارای 9 جنس با 130 گونه است که همگی در مناطق آب و هوای معتدله انتشار دارند. در بین این جنسها ، جنس نارون با 30 گونه و جنس داغداغان تقریبا با 60 گونه دارای اهمیت خاصی در تیره نارون هستند.



تصویر

جنس اولموس یا اوجا یا نارون

دارای گونه‌های متعددی است که تقریبا همه آنها در نیمکره شمالی انتشار دارند. این درختان دارای پوستی بسیار ضخیم ، برگهای ساده با دندانه‌های تیز و پهنکی با کناره پایینی نامتقارن است. گلها در این جنس نر ماده و همان اختصاص مربوط به تیره اولماسه را دارند. تنها تیره‌ای است که این اختصاص را در راسته گزنه دارد. در طایفه سلتیده علاوه بر گلهای نر ماده گلهای پلی گام نیز دیده می‌شود.

این امر نشان می‌دهد که تک جنسی بودن گل در راسته گزنه یک صفت ابتدایی و کهن نیست، بلکه صفتی ثانوی است. گل آذین گرزنی ، متراکم ، تقریبا کروی و در آغاز بهار روی شاخه‌های سال قبل و در اثر رشد جوانه‌های واقع در بغل برگهای ریخته شده سال قبل حاصل می‌شود. گلها پنج پر هستند. جنس الموس در ایران دارای 4 گونه است.

گونه الموس کارپینی فولیا (اوجا)

درختی است که در نقاط مختلف ایران نامهای متفاوتی دارد. برگهای این درخت تخم مرغی شکل با پهنک نامتقارن بوده و سطح آن زبر و در حاشیه دندانه‌های مضاعف داشته و فاقد کرک یا کمی کرک‌دار است. گلها دارای دم گل کوتاه و به صورت دسته جمعی هستند. این درخت در تهران ، جنگلهای شمالی ایران ، جلگله‌های ساحلی دریای مازندران و گیلان و ارسباران انتشار دارد.



تصویر

گونه الموس دنسا یا نارون چتری

این درخت نسبتا بلند دارای شاخه‌های انبوه با تاجی کروی شکل و زیبا و برگهایی انبوه به رنگ سبز تیره و شاخه‌هایی صاف و خاکستری رنگ است. این درخت بیشتر به عنوان سایه‌گستر معروف است و در اغلب شهرهای ایران کاشته می‌شود.

گونه الموس مونتانا یا ملج

برگهای این درخت بیضی شکل و میوه آن به شکل بیضی یا تخم مرغی و محتوی یک دانه در وسط است. چوب درخت ملج در صنایع دستی و روستایی مصارف گوناگون دارد. این درخت بومی جنگلهای سواحل دریای خزر است.



تصویر

جنس سلتیس یا داغداغان

تقریبا 60 گونه از آن در تمام دنیا انتشار دارد. گلهای پلی‌گام با تخمک مستقیم و جنین خمیده دارند. گلها منفرد در طول ساقه پراکنده ، کاسه در آنها شامل 2 تا 5 قسمت مقعر و دارای 5 تا 6 پرچم و دو کلاله دراز هستند. میوه شفت مانند و محتوی یک هسته است. گرچه میوه داغداغان که شفت مانند است طبیعتا نباید قدرت پراکنش فندقه‌های بالدار نارون را داشته باشد.

ولی این درخت نیز غالبا در خشکی در جزایر دوردست نیز انتشار دارد و عامل این پراکنش ، بیولوژیکی است. بدین ترتیب که پرندگانی که از میوه آن استفاده می‌کنند هسته هضم نشده در معده آنها باقی می‌ماند و هنگام مهاجرت به جزایر دوردست اقیانوسها آن را حمل می‌کنند و در آنجا باعث انتشار درخت مزبور می‌شوند. در ایران داغداغان دارای 3 گونه است. که یکی از گونه‌ها به اختصار توضیح داده می‌شود.

گونه سلتیس اوسترالیس یا داغداغان

این درخت در جنگلهای شمال ایران تقریبا دور از ساحل انتشار دارد. برگهای داغداغان تخم مرغی شکل و در انتها حالتی کشیده دارد و پشت آنها از کرکهای نرم و مخملی پوشیده شده است. میوه این درخت سیاه و کروی شکل است. این درخت در نقاط مختلف دارای نامهای محلی مختلف است.



تصویر

جنس زلکوا یا درخت آزاد

این جنس دارای چهار گونه درختی است که در چین شمالی ، ژاپن و قفقاز و ایران انتشار دارد. گونه منحصر به فرد ایرانی این درخت زلکوآ کرناتا است که به درخت آزاد موسوم است. این درخت در تمام جنگلهای شمالی وجود دارد. در جنگلهای کردستان و همچنین در جنگلهای جنوب غربی نیز پایه‌هایی از آن مشاهده می‌شود. چوب این درخت پرتوان ، محکم و قابل ارتجاع است و در صنایع روستایی زیاد مورد استفاده قرار می‌گیرد. برگ این درخت متناوب ، ولی روی دو خط طولی موازی ، بر روی شاخه‌ها قرار گرفته و حاشیه آن دارای دندانه‌های ریز کمانی است.

گلهای نر در بن شاخه‌های بی‌برگ سال پیش توده‌های کروی شکل تشکیل می‌دهند. گلهای ماده ، سفید و بی‌بو هستند. میوه فندقه ولی در آغاز شفت مانند است و بتدریج خشک می‌شود. سطح میوه صاف یا چین‌دار است و در راس آن دو کلاله به صورت دو شاخ باقی می‌ماند. درخت آزاد در نقاط مختلف شمال و همچنین در غرب و جنوب ایران دارای نامهای مختلف محلی است.

مباحث مرتبط با عنوان

مشکلات موجود برای تعریف گیاه

مشکلات موجود برای تعریف گیاه


تعریف کلمه گیاه ازآنچه که ظاهرا" به نظر می رسد بسیار مشکل تراست. اگرچه گیــــاه شناسان محدوده رده بندی گیاهان را تعریف کرده اند ، مرزهای تعیین کننده اعضاء رده بندی گیاهان بسیار اختصاصی تر از تعریفات رایج " گیاه"است. ما گیاه را بعنوان یک موجود زنده یوکاریوت و دارای تعداد زیادی سلول تعریف می کنیم که عموما" فاقد اندامهای حسی یا حرکت ارادی بوده و در صورت رشد کامل دارای ریشه ، ساقه و برگ می باشند. اما از نظر گیاه شناسی فقط گیاه آوندی دارای ریشه ، ساقه وبرگ است. اما اگر منصفانه نگاه کنیم گیاهانی که ما هر روز با آنها مواجه هستیم ، گیاهان آوندی می باشند.

img/daneshnameh_up/8/8c/leafs..jpg


تعریف دیگر گیاه که گسترده تر (فراگیرتر) می باشد، عبارت است از هرچیزی که فتواتوتروف می باشد- یعنی غذای خودش را از مواد خام غیر آلی و نور خورشید تولید کند. برای فردی که بر نقش خاصی که گیاهان در یک اکوسیستم بازی می کنند متمرکزشود این تعریف غیر منطقی نیست .اما در بین فتواتوتروپها ، پروکاریوتهایی ( پیش هسته) مخصوصا" باکتریهای فتواتوتروپ و سیانوفیتها وجود دارند. سیانوفیتها را گاهی اوقات ( به دلایل خوبی) جلبکهای سبز– آبی می نامند.در اینجا این مشکل بوجود می آید که بیشتر مردم از جمله گیاه شناسان قارچ خوراکی را گیاه می نامند اگرچه قارچ خوراکی اندام باردهی قارچ می باشد ( حوزه قارچها)، و اصلا" فتواتوتروپ نبوده، بلکه گندخوار( saprophytic) می باشد. و بیش از چند گونه گیاهان گل دار، قارچها و باکتریها وجود دارند که انگلی هستند.

ما قادر به ارائه پاسخی مطمئن نیستیم. فهرست خصوصیاتی که حوزه رده بندی گیاهان را از سایر حوزه های زیست شناسی جدا می کند حد اقل یک تعریف فنی ارائه می کند اما این تعریف مورد پسند همگان قرار نمی گیرد. بنابراین تعریف اصطلاح گیاه همیشه به معنی بیشتر موجودات زنده طبقه بندی شده در محدوده رده بندی گیاهان می باشد. مثلا" اگر جلبکهای سبز به وضوح گیاهانی جزورده بندی گیاهان هستند، پس بیشترمردم اکثرخزه های دریایی را هم که جزئی از( حوزه آغازیان (هستند، جزو جلبک های سبز در نظر می گیرند. مشکل عدم وجود دقت یا توافق که در تعریف گیاه وجود دارد یکی از گفته های مورد تفاهم است که اغلب در مقالات با آن مواجه هستیم از این قبیل : ... آوند چوبی یکی از دو بافت انتقال در گیاه است . بطور کلی تصور نمی شود این جمله به معنی تمامی گیاهان ، جلبکها با گیاهان گلدار باشد. به احتمال بسیار زیاد باکتریها یا قارچها را به حساب نمی آورد. در واقع معمولا" بهتر است اینگونه تصور شود که این بحث فقط به گیاهان آوندی مربوط می شود ( ضرورتا" سرخسها ، مخروط زاها، گیاهان گلدار و تعدادی دیگر) مگر اینکه به صورتی متفاوت بیان شود( مثلا" ... در گیاهان آوندی و غیر آوندی اینگونه است ). The system of classification (see
درسیستم طبقه بندی ( به طبقه بندی علمی مراجعه کنید) که توسط گیاه شناسان برای فهرست کردن موجودات زنده زمین بکار رفته، هزاران دانشمند روزانه ساعات بسیار زیادی وقت صرف کرده اند. درابداع این سیستم تلاش شده تا سیستمی طبیعی بوجود آید در حالیکه ارتباطات تکاملی بین کلیه گونه های مختلف را توصیف نماید ( از جمله مواردیکه فقط در فسیلها شناخته شده اند). گیاهان یکی از بخشهای این طبقه بندی هستند ودرتعریف گیاهان چه بصورت کلی وچه بصورت جزئی ، باید تعدادی منبع را درکلیه فعالیتهای علمی که برای تهیه یا ارائه اطلاعات درباره آنها انجام می شود، در این سیستم طبقه بندی لحاظ کنیم.

برای گیاهان آنگونه که در حوزه رده بندی گیاهان تعریف شده اند به قسمت زیر نگاه کنید.


گیاهان تقریباٌ در همه جای گیتی می رویند گلها علفها و درختان را تقریباٌ هر روزه می بینیم. گیاهان همچنین بر فراز کوههای بلند در اقیانوس ها در بسیاری از بیابانها و در نواحی قطبی می رویند. بدون گیاهان، آدمیان و جانوران نمی توانستند در کره زمین زندگی کنند. آدمی بدون هوا یا خوراک نمی تواند زندگی کند و همچنین بدون گیاهان نمی تواند زنده بماند. اکسیژن موجود در هوا که تنفس می کنیم از گیاهان فراهم می آید. خوراکی که می خوریم نیز از گیاهان یا از جانوران گیاه خوار بدست می آید.
در خانه سازی و بسیاری از چیزهای سودمند را از کنده و تخته و الوار درختان و خیلی از پوشاکهای ما از الیاف گیاهی از قبیل پنبه فراهم می گردد.

دانشمندان عقیده دارند که بیش از 350000 گونه و نوع گیاه شناخته شده اما هنوز بسیاری از گیاهان ناشناخته مانده است. کوچکترین گیاه دیاتوم می باشد که تنها با میکروسکوپ می توان آن را دید حتی ممکن است یک قطره آب بیش از 500 دیاتوم در خود شناور داشته باشد.

بزرگترین گیاه زنده دنیا درخت سکویا در کالیفرنیا می باشد که بیش از 90 متر بلندی و بیش از 9 متر پهنا دارد.

برخی از درختان در کالیفرنیا هستند که عمر 4000 تا 5000 ساله دارند. دانشمندان همه موجودات زنده را به دو گروه اصلی و عمده تقسیم کرده اند.

به بیان دیگر می توان گفت که فرق عمده میان گیاهان و جانوران آن است که گیاهان در جایی ثابت هستند در حالی که تقریباٌ همه جانوران با نیرو و اراده خود حرکت می کنند.

بیشتر گیاهان خوراک خود را از هوا نور خورشید و آب می گیرند. جانوران نمی توانند برای خود خوراک بسازند. از این رو گیاهان یا جانوران گیاهخوار را می خورند. پایه و اساس واحد اصلی و آجر ساختمان موجود زنده یاخته یا سلول می باشد و از این جهت گیاه و جانور با هم تفاوت دارند زیرا بیشتر گیاهان سلول های دیواره ای کلفت حاوی ماده ای بنام سلولز دارند یاخته های جانوری ماده سلولز ندارد.

img/daneshnameh_up/9/9f/trees.jpg


برخی چیزهای زنده که به نظر می رسد به خانواده و قلمرو گیاهان و جانوران وابسته نیستند. و این موجود تک یاخته ارگانیزم های شامل باکتری و اشکال دیگر زندگی است که تنها با میکروسکوپ قابل دیدن است. بیشتر دانشمندان عقیده دارند که به خانواده خود وابسته هستند یعنی موجودی که نه گیاه است و نه جانور.

از گیاهان برای آدمی خوراک، پوشاک، پناهگاه یعنی مهمترین نیازهایشان فراهم می شود. بسیاری از ما ازداروهایی که از گیاهان ساخته می شود یا مستقیماٌ از خود گیاهان دارویی است سود می جوییم. بعلاوه از گیاهان در مصارف زیبا سازی و لذت بخش کردن زندگی سود جسته می شود.

طبقه بندی حوزه رده بندی گیاهان


منشاء کلیه موجودات زنده متعلق به حــــــــــوزه گیاهان ، گروهی به نام جلبک سبز است که اشکـــال باقی مانده آن (paraphyletic) بوده وبصورت انواع گوناگونی در این قسمت یا درمیان آغازیان وجود دارند.جلبکهای سبز دارای کلروپلاستهایی هستند که در بر گیرنده کلروفیل a و b می باشند که بوسیله غشاهای دولایه به هم متصل هستند و دارای انواع گوناگونی تاژکدار، انبوه زی ، میله ای و حتی چند سلولی ابتدایی می باشند .بسیاری از آنها عمدتا" هاپلوئید ( تک لاد) هستند اما بقیه ، بین گونه های هاپلوئید و دیپلوئید ( دولاد) که گامتوفیت و اسپروفیت نامیده می شوند دارای تناوب نسل می باشند.
در مرحله ای از دوران پالئوزوئیک گیاهان پیچیده و چند سلولی(رویان رستها ) بر روی زمین نمایان شدند. در این گونه های اولیه جدید ، گامتوفیت و اسپروفیت از نظر شکل و عملکرد بسیار متفاوت بودند ، اسپروفیت کوچک باقی ماند و در کل زندگی کوتاه خود وابسته به والد خود بود. گروههای موجود در این ساختار مشترکا" خزه ها نامیده می شوند. از جمله:
  • دسته Bryophyta( خزه ها)
  • دسته Anthocerotophyta ( علف شاخی)
  • دسته Hepaticophyta( هپاتیکها)

تمامی این گونه ها کوچک بوده و محدود به محیطهای مرطوب می باشند و برای تولید هاگ وابسته به آب هستند. در دوران سیلورین ، رویان رستهای جدیدی نمایان شدند که در اثر سازگاری امکان غلبه بر این موانع را که در دوران دونین دستخوش پرتوش سازگاری گسترده ای شدند پیدا کردند. این گروهها معمولا" دارای کوتیکول هستند که در برابرخشکیدگی مقاوم می باشند و بافت آوندی که آب را سرتاسرگیاه منتقل می کند که به همین علت آنها را گیاهان آوندی می نامند.
  • دسته Lycophyta ( گرگ پاها)
  • دسته Sphenophyta( دم اسبی)
  • دسته Psilophyta (سرخسهای ماهوتی)
  • دسته Ophioglossophyta ( لاله آلپی و سرخسهای تاکی)
  • دستهPterophyta ( سرخسها)

گیاهان آوندی هم زیر گروهی ازاسپرماتوفیتها یا گیاهان دانه دار هستند که تا آخردوران پالئوزوئیک متنوع شدند. دراین گونـــــه ها گامتوفیت کاملا" کاهش یافت و اسپروفیت درون پوششی به نام دانه که در والد آنها بوجود می آید شروع به زیستن نمودند. اسپرماتوفیتها عبارتند از:

این دسته ها به دو گروه بازدانگان ( بی دانه ها ؛ چهار دسته اول) و گیاهان گلدار یا angiosperms تقسیم می شوند. پنجمین دسته فوق آخرین گروه عمده گیاهان است که در دوران ژوراسیک بوجود آمده و به سرعت در بیشتر زیبومه ها گسترده شدند.

رده های گیاهان


ممکن است بخواهیم علاوه بر طبقه بندی علمی گیاهان یا روشهای مردم پسند تر براساس این سیستم ، به طبقه بندی گیاهان با روشهای متفاوت دیگری بپردازیم که در ذیل به بررسی برخی از آنها می پردازیم:
ممکن است گیاهان بر مبنای الگوهای رشد فصلی اشان مرتب شوند. البته گیاهان ساده مثل جلبکها دوران زندگی کوتاهی دارند و اصطلاحهای زیر در مورد آنها بکار نمی رود اما جمعیت جلبکها عموما" فصلی هستند.
  • سالانه : زندگی و تولید مثل در یک فصل رشد و نمو.
  • دوسالانه : زندگی در دو فصل رشد و نمو ؛ تولید مثل معمولا" در سال دوم
  • چند ساله : زندگی در سالهای رشد نمو طولانی ؛ ادامه به تولید مثل در یک مرحله
گیاهان آوندی یا herbaceous ( غیر چوبی ) هستند ویا چوبی. گیاه چوبی ممکن است درختانی باشند با یک یا چند تنه و شاخه که روی زمین بوجود می آیند ویا درختچه هایی باشند بدون تنه ، با شاخه هایی که نزدیک سطح زمین قرار دارند.
همچنین ممکن است گیاهان بر اساس چگونگی کاربردشان طبقه بندی شوند.گیاهان غذایی از جمله میوه ها ، سبزیجات ، گیاهان دارویی و ادویه ها می باشند.

علت تغيير رنگ برگها:

 

دست هنرنماي طبيعت در فصل پاييز آشوبي از رنگهاي قرمز و رنگهاي زرد در دل جنگل بر پا مي كند. درك اين تصاوير زيبا، بي قوه تخيلي و چالاكي نيز ميسر است و هر كس به سادگي قادر به ادراك آن مي باشد . هــر سال با آغاز فصل پاييز باديدن درختان از سرور مبهمي سرشـار مي شويم . در حالي كه مي دانيم اين لذت، زودگذر و بي ثبات خواهد بود . در مدت كوتاهي برگها به آرامي از ماواي تابستاني خود جدا شده و زمين جنگل را مفروش مي كنند.بسياري از مردم گمان مي كنند كه يخبندان باعث تغيير رنگ برگها مي شود. در صورتي كه اين تصور درست نيست زيرا رنگ بعضي از برگها قبل از فصل انجماد شروع به تغيير مي كند. ذهن خيال برخي از مردم هند علت آن را شكار (دب اكبر) توسط شكارچيان آسماني مي پندارند، بدين معنا كه خون شكار بر روي درختان جنگل چكيده و بسياري از برگها را به رنگ قرمز درآورده است و برگهاي درختان ديگر نيز براثر چربيي كه به هنگام پخت گوشت آن توسط شكارچيان بر روي درختان پاشيده شده به رنگ زرد درآمده اند ولي حقيقت امر اين است كه فرآيندهاي شيميايي كه به هنگام آماده شدن گياه براي فصول زمستان در آن به وقوع مي پيوندند تغيير رنگ برگها را باعث مي گردند.برگها در طول فصل بهار و تابستان مانند كارخانه هايي عمل مي كنند چرا كه تهيه غذاي لازم براي رشد درختان را به عهده دارند . ساخت مواد غذايي توسط سلولهاي ريز بي شمار برگ، كه متعلق به بافت سننتزي مزوفيل كه ميان دو بشره زبرين و زيرين برگ است، و بعضي اوقات اين بافت كلرانشيم ناميده مي شود صورت مي گيرد، زيرا سلولهاي اين بافت داراي كلروپلاستهاي بي شمار است كه اين كلروپلاستها حاوي اجسام سبز كوچكي مي باشند كه كلروفيل نام دارند و رنگ برگ را موجب مي گردند و در ميان سلولهاي فتوسنتزي برگ رگبرگهاي بي شماري قرار گرفته كه از سلولهاي آوند چوبي و آبكش تشكيل يافته است كه آب و مواد معدني را به درون برگ آورده، فرآورده هاي فتوسنتزي را به خارج از آن هدايت مي كند. رگبرگهاي مزبور نهايتاً به رگبرگ اصلي متصل مي شوند كه پس از عبور از دمبرگ به سيستم آوندي اصلي گياه مي پيوندند كلروفيلها غذارابراي گياه از طريق تركيب نمودن كربن به دست امده از هوا، با ئيدروژن ، اكسيژن و مواد معدني گوناگون موجود در آب و طي فرآيند فتوسنتز يا نورساخت فراهم مي كنند. در پاييز هنگامي كه هواي سرد موجب كاهش فرآيند هاي حياتي مي گردد فعاليت برگ به پايان مي رسد،‌به بيان ساده تر اينكه اجزاء دستگاه كارخانه برگ پياده مي شوند، كلروفيل به مواد متنوعي كه از آنها تركيب يافته تجزيه مي شود و مواد غذايي قابل دسترس به منظور ذخيره سازي براي استفاده در بهار به تنه درخت منتقل مي گردد و آنچه كه در حفره هاي سلولي برگها باقي مي ماند نوعي ماده آبكي است كه در آن مقداري قطرات چربي،‌بلور و تعداد معدودي اجسام زرد رنگ كه به شدت نور را منكسر مي سازند مشاهده مي شوند كه عامل زرد شدن رنگ برگها در پاييز به شمار مي روند.
غالبا ميزان قند در برگها بيش از آن است كه بتواند به سرعت به درون درخت انتقال يابد. در اين حالت تركيب شيميايي آن با ساير مواد، رنگهاي متنوعي را به وجود مي آورد كه بين قرمز روشن و قرمز مايل به قهوه أي در نوسان است . در مخروط داران كه برگهاي خود را در پاييـــز از دست نمي دهند به قهوه أي روشن بدل مي شود كه خود عامل روشنتر شدن رنگ در بهار مي باشد.در مدت زماني كه برگها تغيير رنگ مي دهند براثر عواملي از محيط كه عبارتنداز كوتاه شدن طول روز و كاهش دما ، افتادن برگ از درختان خزان پذير آغاز مي گردد.در نقطه أي كه دمبرگ به تنه چسبيده لايه أي از سلولهاي خاص تكامل مي يابند و به تدريج بافتهايي كه برگ را نگه مي دارند سست شده و برگها جدا مي شوند. سلولهاي پارانشيمي لايه ريزش؛ اغلب از سلولهاي اطراف كوچكتر است ، حتي عناصر آوندي كوتاه بوده در دسته هاي آوندي در ناحيه ريزش فيبر وجود ندارد . اين ويژگيهاي تشريحي ناحيه ريزش را به نقطه ضعيفي مبدل مي سازد. قبل از افتادن برگ تغييرات بي شماري در ناحيه ريزش روي مي دهد . تقسيم سلولي غالباً انجام مي گيرد و لايه أي از سلولهايي به شكل آجر در سراسر عرض پايه دمبرگ به وجود مي آيد. تغييرات فعال متابوليسمي در سلولهاي ناحيه ريزش ، سبب تجزيه جزيي ديواره سلول يا تيغه مياني مي شود و سلولها بدين ترتيب از هم جدا مي گردند و سنگيني برگ و يا وزش باد در نهايت اتصال آوندي را گسسته ، برگ از درخت مي افتد. هم زمان با جدا شدن برگها طبيعت جاي بريدگــي را ترميـــــم مي نمايد، به اين شكل كه وقتي برگ بر اثر وزش باد يا وزن خود فرو مي افتد يك لايه چوب پنبه أي روي بقاياي دمبرگ تشكيل مي شود كه گياه را از حمله ميكروبي محافظت مي كند و اتلاف آب را محدود مي سازد. آوندهاي چوبي بر اثر نفوذ سلولهاي پارانشيمي مجاور يعني نفوذ تيل به دورن آنها ، مسدود شده عمل انسداد كامل ميگردد و محلي در ساقه كه برگ روي آن رشد كرده توسط يك زخم مشخص مي شود. ريزش برگ پيش بيني خردمندانه ديگر طبيعت براي فصل زمستان مي باشد . درختان پهن برگ برگهاي خود را از دست مي دهند و در نتيجه شاخه هاي آنها با سهولت بيشتري سنگيني برف و يخ زمستان را تحمل مي كنند . در نقاطي كه به ندرت برف و يخ به چشم مي خورد برخي از پهن برگان به طور دائم سبز مي باشند.
مخروطيان (كاجها، سروها و نرادها) زمان مشخص براي ريز برگ ندارند. برگهاي آنها سوزني يا فلسي شكل مي باشد( فرم آنها با ريزش برف مطابقت دارد.) طبيعت سيستم كارآمدي براي دوباره به چرخه درآوردن شاخ و برگهاي فروريخته دارد و از طرف ديگر مقدمات يك خاك جنگلي حاصلخيز را فراهم مي آورد. گرچه مواد غذايي آماده شده در حفره هاي سلولي برگها در فصل پاييز به داخل درخت بازگردانده مي شوند،‌ اما مواد معدني كه در طول فصل تابستان درون ديواره هاي سلولها تزريق شده اند همچنان باقي مي مانند. بنابراين برگهاي ريخته شده حاوي مقادير نسبتا زيادي عناصر ارزشمند مانند نيتروژن و فسفر كه در واقع بخشي از خاك بحساب مي آيند مي باشند. تجزيه برگها لايه هاي بالايي خاك را از طريق بازگردان عناصري كه توسط گياه قرض گرفته شده غني گردانده و نه تنها موجب تغذيه درختان درختچه ها و بوته ها در طول سال مي گردد بلكه آنها را در مقابل مشكلات دمايي فصل تابستان و زمستان محافظت مي كند و از طرف ديگر موجب تثبيت خاك در محل مي گردد و به طور همزمان مقدمات تجمع اب را فراهم مي سازد. اگر مشتي از اين خاك تيره رنگ را بررسي كنيد مشاهده خواهيد كرد كه حتي در يك دوره خشكسالي مرطوب تر و نرمتر از خاكهاي زمينهاي اطراف مي باشد (هوموس جاذب الرطوبه) به هر حال اگر اجازه داده شود كه آتش در داخل جنگل پيشروي نمايد و برگها بسوزند ارزشمندترين عناصر تقويت كننده براثر حرارت تبديل به گاز مي شوند و به هوا مي روند و هوموس با ارزش تخريب مي گردد. جنگلهايي كه سطحشان به طور مداوم سوزانده مي شود به زودي خاك حاصلخيز خود و توانايي جذب آب و نگهداري رطوبت را از دست خواهند داد. حتي اگر هيچ صدمه چشمگيري به درختان استوار وارد نشود .

.

Lemon Balm   فرنجمشک

فرنجمشک
Lemon Balm




همانطور كه پونه بنا به خواص تسكين بخش روي معده معروف است، فرنجمشك نيز براي تسكين و رفع درد و ناراحتي ناشي از هاضمه شامل گاز و باد معده مورد استفاده قرار مي گيرد. فرنجمشك همچنين با ايجاد آرامش و تسكين هر نوع فشار روحي و نگراني عصبي را از بين مي برد و امكان مي دهد كه به راحتي به خواب رويد. قدمت مصرف اين گياه براي اين منظور به دوران قرون وسطي بر مي گردد. امروزه، اين گياه دارويي توأم با ساير انواع آرمبخشها، گياهان مسكن نظير "شب رنگي افشان" براي تقويت كل خاصيت و اثر آرامبخشي دارو تجويز مي شود.

حتي قبل از قرون وسطي نيز فرنجمشك براي تقويت روحيه و كمك به ترميم جراحات و كاهش التهاب و درد ناشي از گزش حشرات مورد استفاده قرار مي گرفته است. پمادهاي توليدي اروپا براي درمان التهابهاي ناشي از سرماخوردگي و زخمهاي تب خال (هرپس) حاوي محتواي غني از فرنجمشك است. بيماران ادعا مي كنند كه اين پماد مؤثرتر از داروهاي تجويزي در تسكين درد و پيشگيري از آغاز مجدد التهال عمل مي كند و پزشكان معالج نيز اين ادعا را تأييد مي كنند.

معرفي گياه

فرنجمشك يك گياه بومي اروپاست ولي امروزه در تمام نقاط دنيا كشت ميشود. اين گياه نه تنها در باغهاي گياهان طبي بلكه در مراكز توليد فرآورده هاي دارويي، آرايشي و پوليش اثاثيه نيز پرورش داده ميشود. طول اين گياه به دو پا و حتي در پاره اي از مواقع بيشتر از اين مقدار مي رسد. بوته هاي داراي گلهاي ريز زرد كم رنگ در طول بهار و تابستان در محل تلاقي برگها با ساقه رشد مي كنند.

برگهاي اين گياه داراي چين و چروك عميقي است كه رنگ آنها از سبز تند تا سبز مايل به زرد بسته به نوع خاك و آب و هوا فرق مي كند. اگر انشگتان خود را روي برگهاي اين گياه بماليد، آنگاه احساس نوعي مزة ترش و شيرين شبيه ليمو به شما دست خواهد داد. برگهاي آن از نظر شكل به برگهاي پونه شباهت دارند و در واقع از همان تيره گياهي هستند.

تركيبات گياه
فرآورده هاي تهيه شده از فرنجمشك از برگهاي گياه فراهم مي آيند. روغنهاي ضروري حاصل از برگهاي فرنجمشك حاوي عناصر شيميايي به نام "ترپن" هستند كه اين عناصر حداقل سبب وجود پاره اي خواص تسكيني و ضد ويروسي در گياه ميشوند. فرنجمشك همچنين حاوي تركيباتي به نام "تانين" است كه اين ماده سبب بسياري از اثرات و خواص ضد ويروسي در گياه مي گردد.

اين ماده همچنين حاوي يوگنول است كه اسپاسم عضلات را رفع مي كند، بافتها را كرخ مي كند و باكتريها را از بين مي برد.

از اين گياه همچنين براي درمان انواع سردردها، قاعدگي به تعويق افتاده و سندرم خستگي مزمن استفاده ميشود. همچنين به نظر مي رسد كه اين گياه در درمان اختلال تيروئيدي به نام بيماري گريوز (Grave,s) نيز مفيد باشد. هر چند با فقدان آزمايش هاي باليني در اين رابطه مواجه هستيم، اما آزمايشات به عمل آمده مؤيد كاربردهاي بسياري براي اين گياه است، مثلاً مشاهده شده است كه روغن اساسي فرنجمشك در آرام كردن حيوانات آزمايشگاهي و عادي شدن عضلات مجراي هاضمه اينگونه حيوانات مؤثر است. تحقيقات به عمل آمده همچنين مؤيد اين است كه عصاره هاي فرنجمشك روي هورمونهاي تيروئيد اثر مي گذارد به نحوي كه براي افراد مبتلا به بيماري گريوز مفيد واقع ميشود. تحقيقات به عمل آمده همچنين مؤيد فايده اين گياه در درمان التهابهاي ناشي از سرماخوردگي يا ضايعات متأثر از ويروسهاي تب خال (هرپس) است
اشكال موجود

فرنجمشك به صورت برگ خشك كه به صورت فله خريداري ميشود در بازار يافت ميشوود. چاي، كپسول، عصاره ها، تنتور و روغن آن نيز موجود است. كرم مورد استفاده در اروپا كه حاوي ميزان بالاي اين گياه است امروزه ايالات متحده يافت نميشود اما به وسيله گلوله پنبه اي مي توان از چاي آن روي پوست استفاده كرد

نحوه مصرف

به طول كلي، به هنگام مصرف هر نوع فرآورده گياهي لازم است نكات پيشنهادي كارخانه توليد كننده را در نظر بگيريد، و درباره نوع داروي گياهي و ميزان مصرفي آن با پزشك معالج مشورت كنيد. براي درمان اختلال خواب يا كاهش ناراحتيهاي معده، نفخ يا باد معده يكي از حالات زير را انتخاب و رعايت كنيد:

* تهيه چاي با استفاده از 1/5 تا 4/5 گرم گياه، چندين بار در روز

* 2 تا 3 ميلي ليتر تنتور در روز يا معادل عصاره مايع يا كپسول شدة آن

براي درمان التهابهاي ناشي از سرماخوردگي يا التهابهاي تب خال 2 تا 4 قاشق غذاخوري از برگ خرد شده اين گياه را در يك ليوان آب جوش ريخته و بگذاريد به مدت 10 تا 15 دقيقه كاملاً خيس بخورد. سپس آنرا با گلوله پنبه اي روي التهاب در طول روز قرار دهيد.

نكات احتياطي

هيچگونه اثرات يا علايم مسموميت ناشي از مصرف فرنجمشك گزارش نشده است اما از آنجا كه اين گياه به منظور ايجاد قاعدگي مصرف ميشود، لذا در صورت بارداربودن از مصرف آن اجتناب كنيد.

تداخل هاي احتمالي

مصرف فرنجمشك مي تواند با اثر داروهاي تيروييدي يا ساير معالجات بيماري گريوز تداخل پيدا كند

رنجبیل

زنجبيل

Ginger



زنجبيل اصالتاً يك گياه چيني و هندی است و در اين كشورها در طول بيشتر از 4000 سال در پخت و پز غذا مصرف شده است. از آنجا كه مردم علاقه وافري به طعم تند و بوي معطر آن داشته اند و نوعي خاصيت گرمايي داشته و براي درمان درد معده مؤثر بوده است، كاشفان و جهانگردان در سرتاسر نقاط گرمسيري آن را كشت داده اند. ريشه اين گياه در درمان سرگيجه، تعريق، تهوع و استفراغ ناشي از بيماريهاي حركتي يا دريازدگي مؤثر واقع ميشود. اين گياه همچنين گلودرد، سردردها، پاره اي از انواع دردهاي قاعدگي و آرتريت و تب و درد ناشي از انواع سرماخوردگيها و آنفلونزا را درمان مي كند.

معرفي گياه

ساقه هاي ريشه دار زنجبيل عبارت از دكمه اي به هم پيچيده، ضخيم و قهوه اي روشن است كه مي توانيد از بازار محلي نيز آنرا تهيه كنيد. از آنجا كه زنجبيل نوعي گياه زيرزميني است لذا ساقة ريشه دار اين گياه بخشي از ساقه اصلي است كه برحسب انفاق در زيرزمين رشد و نمو پيدا مي كند. ريشه اصلي اين گياه از گره هاي موجود روي ساقه هاي ريشه دار آن نمو مي كند. بالاي سطح زمين ساقه هاي 12 اينچي داراي برگهاي طولاني، باريك، كج و معوج و سبز با گلهاي سفيد و سبز مايل به زرد قرار دارد.

تركيبات گياه

فرآورده هاي حاصله از زنجبيل از ريشه تازه يا خشك آن يا از طريق تقطير روغن از ساقه آن تهيه ميشود.

اشكال موجود

پس از قطع ساقة ريشه دار اين گياه، مواد شيميايي فعال موجود در گياه از قبيل "زينجيبرن"، "بنزابولن"، "جينجرول"، "شوقول" خاصيت ذاتي خود را از دست مي دهند. شركتهاي دست اندركار و فعال در زمينه فرآورده هاي گياهي، زنجبيل را به صورت عصاره، تنتور، انواع كپسول يا روغن آن عرضه مي كنند تا از زايل شدن اين مواد شيميايي جلوگيري شود. بنابراين فرآورده هايي را مصرف كيند كه به وضوح در برچسب خودش ميزان زنجبيل مورد مصرف شما را ذكر كرده باشد.

مي توانيد ريشه زنجبيل تازه را نيز بخريد، و با دكم كردن تكه هاي آن به اندازه نصب كف دست يا با نصف قاشق چياخوري دكمه رنده شده، شسته شده و پوست دار در آب گرم يا با ريختن نيم ليتر آب جوش روي 30 گرم ساقه ريشه دار، چاي زنجبيل درست و مصرف كنيد. براي اينكار بگذاريد چاي مورد نظر به مدت 15 دقيقه دم بكشد و سپس روزانه دو ليوان از آنرا ميل كنيد. ديگر منبع مناسب تهيه زنجبيل همانا زنجبيل كريستال شده است. ليكن فريب لايه پوششي قندي آن را نخوريد. چون زنجبيل كريستال شده مزة تندي دارد
نحوه مصرف

نحوه مصرف فرآورده هاي زنجبيل به سليقه شخصي شما و آنچه شما را آزار مي دهد، بستگي دارد. در كل، نبايد روزانه بيشتر از دو تا چهار گرم زنجبيل مصرف كنيد، چرا كه علاوه بر ميزان زنجبيلي كه مصرف مي كنيد ممكن است مقداري از اين ماده را نيز از طريق برنامه غذايي (يعني از موادي نظير آبجو زنجبيل، نان شيريني زنجبيل دار، نان زنجبيل دار يا مواد غذايي مخلوط و سرخ شده) جذب كنيد. اگر زنجبيل تازه مصرف مي كنيد، حتماً مقدار مصرفي را وزن كنيد تا تقريباً دريابيد كه چه حدي از آن معادل 2 تا 4 گرم است.

براي درمان، تهوع، گاز معده يا سوء هاضمه روزانه 2 تا 4 گرم ريشه تازه (معادل 0/25 تا 1 گرم پودر ريشه) يا 1/5 تا 3 ميلي ليتر تنتور آنرا مصرف كنيد.

براي پيشگيري از استفراغ، هر 4 ساعت يك گرم پودر زنجبيل (نصف قاشق چايخوري) يا معادل آن يا روزانه سه بار دو عدد كپسول زنجبيل(يك گرم) مصرف كنيد. البته مي توانيد يك تكه 8 گرمي زنجبيل تازه را نيز بجويد.

براي بيماريهاي ناشي از سرماخوردگي، تب ناشي از آنفلونزا، گلودرد، گرفتگيهاي ناشي از قاعدگي يا سردرد، دو قاشق غذاخوري از دم كرده زنجبيل يا چندين ورق از ساقه ريشه دار تازه آنرا بخور دهيد. براي درمان درد ورم مفاصل از آب، عصاره يا چاي زنجبيل تازه به ميزان روزانه 4 گرم مصرف كنيد يا روغن آنرا روي مفصل دردناك بماليد يا ريشه تازه آنرا در ضماد داغ يا گازهاي ضمادي قرار دهيد و روي نقاط داراي درد بگذاريد.

نكات احتياطي

انجمن فرآورده هاي گياهان دارويي آمريكا ريشه زنجبيل تازه را از نظر درجه بندي سلامتي و بي خطري در رديف اول قرار داده است لذا زنجبيل گياهي بي خطر و وسيع الطيف است. با اين وجود ميزان تجويزي آن بايد رعايت شود. انجمن آمريكايي مذكور ريشه زنجبيل خشك را در مرتبة دوم سلامتي و بي خطري قرار داده است و توصيه مي كند كه از مصرف آن در طول بارداري اجتناب گردد.

برخي از زنان براي رهايي از علايم بيماري صبح دم از زنجبيل استفاده مي كنند ليكن مصرف زنجبيل براي اين هدف بحث انگيز است. براي رعايت اصول ايمني و سلامتي هرگز نبايد بيش از ميزان معمولي آن مصرف گردد. زنجبيلي كه به عنوان بخشي معمولي از برنامه غذايي فرد مصرف مي شود بي خطر تلقي مي شود.

اگر از سنگ صفرا رنج مي بريد، از مصرف زنجبيل بپرهيزيد. هر چند كه مصرف زنجبيل معمولاً فاقد عوارض جانبي است، اما مصرف بيش از حد آن مي تواند سبب گرمازدگي جزيي گردد.

تداخل هاي احتمالي

اگر داروهاي تهيه شده از سير يا داروهاي ضد انعقادي نظير وارفارين يا داروهاي مربوط به درمان ديابت مصرف مي كنيد و مي خواهيد جهت پيشگيري از بيماري مسافرت، سرگيجه، ميگرن، گرفتگيهاي رحمي يا ورم مفاصل زنجبيل مصرف كنيد، ابتدا با پزشك خود مشورت كنيد. هر چند هيچ مطالعه اي تداخل اين گياه دارويي را با ساير داروها نشان نداده است، ليكن اين خطر وجود دارد كه زنجبيل اثرات برخي از اين داروها را خنثي و يا تشديد كند

تبریک

-------------------

روز معلم را به تمام اساتید و

 

 فرهنگیان تبریک عرض می کنیم

جمعی از دانشجویان (رشته های علوم گیاهی و دریا)

دانشگاه آزاد واحد تنکابن                

------------------- 

ریگهای جگنی

  ریگِ جن

 ریگ جن ناحیه ی وسیعی از تپه های شنی و با تلاق های نمک می باشد که در دل دشت کویر قرار گرفته است . این ناحیه که جز صعب العبور ترین نواحی جهان است، در قدیم کاروان ها و مسافر ان کویری  هیچگاه از آن عبور نمی کردند و اکنون نیز هیچ راه و یا روستای کوچکی در آن وجود ندارد و به غیر از محققان که بسیار انگشت شمار می باشند کسی از آن عبور نکرده است .  پیشینیان ما این سرزمین را نفرین شده و پایگاه ارواح پلید و شیاطین می دانستند ، امروزه نیز اکثر شهر و روستاهای اطراف آن این عقیده را دارند و داستان ها و باور هایی برایش ساخته اند ،چرا که از قدیم می گفتند هر که وارد این این سرزمین شود، زنده نخواهد ماند و یا نا پدید می شود؛شاید کسانی که وارد این ناحیه میشوند یا درون باتلاق های نمکی گرفتار می گردیدند یا براثر تشنگی و ضعف کشته می شدند.

    تا کنون افراد متعددی توانسته اند از این ریگ عبور کنند. "اسون هیدن"کویرنورد معروف در سفر خود در سال 1900 به ایران از سفر به این ناحیه اجتناب کرد. "آلفرنس گابریل" توانست در سال 1930 از عرض آن عبور کند . آقای علی پارسا، فارغ التحصیل علوم رایانه از دانشگاه صنعتی شریف همراه با گروهش توانست از طول آن چند بار عبور کند. هر چند که سفر های افراد نامبرده و عده ی دیگر از نظر علمی دستاورد های قابل توجهی را به همراه داشته و همینطور تا حدی خرافات و ابهامات که درباره ی این ناحیه وجود داشت را برطرف کرد،ولی هنوز بسیاری از اسرار علمی این سرزمین در انتظار مسافران طالب علم می باشد .      

- موقعیت جغرافیایی

    ریگ جن در جنوب غربی و غرب دشت کویر، جنوب سمنان، جنوب شرق گرمسار، شرق منطقه ی حفاظت شده کویر ، شمال انارک و غرب جندق قرار گرفته است و وسعت آن معادل 3800 کیلومتر مربع است. در حاشیه ی شمالی آن کوه گوگردی ، در حاشیه ی شرقی آن جاده ی دامغان به جندق و شهرستان جندق قرار گرفته است. در قسمت شمالی آن رودخانه ورگی از ارتفاعات کوه گوگردی سر چشمه می گیرد و در جهت شمال غربی-جنوب شرقی وارد ریگ جن می شود. کوه ملا هادی در حاشیه ی جنوبی این ریگ قرار گرفته است.

- زمین شناسی

توده های عظیمی از تپه ها ی ماسه ای فعال و فاقد پوشش گیاهی را که منطقه ی وسیعی را می پوشاند ارگ (Erg) می نامند که در زبان عربی به آن"عرق" می گویند و در فارسی به ماسه زار یا "ریگ" معروف است. زیر بنای ریگ جن یک دشت فرسایش یافته است که در حال حاضر تپه های ماسع ای برخان و تپه های ماسه ای هرمی (قورد) آن را اشغال کرده است. تمام ریگ جن دارای رسوبات نمکی فراوان می باشد که عمده ی رسوبات و مواد فرسایشی آن از دامنه های فرسایش یافته البرز شکل گرفته است.

- تنوع زیستی

ناحیه ی وسیعی از ریگ جن فاقد پوشش گیاهی و پراکندگی جانوری است،هنوز از وضعیت پوشش گیاهی و حیات وحش این منطقه اطلاعی در دست نیست. ولی در حواشی آن یعنی هموار سینه کوه در دهانه ی چاه گرگ و دهانه ی ظلمات وهمین طور دامنه های کافرکوه وجود جبیر و گور ایرانی گزارش شده است. در حاشیه ی شمالی دامنه ی کوه ملا هادی چند نمونه آگاهای سروزغی مشاهده شده است و همین طور در حاشیه ی آن از راه جندق چند نمونه عقرب صید گردیده است.

- منبع: مقاله ی ریگ جن (گردش علمی در ایران )/ مرتضی جوهری/ اطلاعات علمی /سال بیستم/    شماره 8/ پی در پی 321/ خرداد85

     - تهیه کننده: شیما ترحّمی

 

روشهای جدید در رده بندی

 

روشهای جدید در رده بندی

 

هدف رده بندی جدید نه تنها توصیف ، تشخیص و مرتب کردن موجودات در سطوح مناسب است ، بلکه شامل درک تاریخ تکامل و مکانیزهای آنها نیز می شود. روشهای اولیه به طور عمده تنها بر خصوصیات مشاهده شده استوار بودند و به تفاوتهای زیر گونه ای توجه نداشتند. بنابراین بسیاری از گونه ها به وسیله یک یا تعداد محدودی نمونه شناسایی می شوند. در حال حاضر توجه زیادی به تقسیم بندی فرعی گونه ها مانند زیر گونه و جمعیتها مبذول می گردد. گونه مرفولوژیکی سابق اکنون گونه بیولوژیکی نامیده می شود که خصوصیات اکولوژیکی ، ژنتیکی ، بیوشیمیایی و سایر خصوصیات را شامل می شود. همه این روشهای جدید در توضیح ساختار واقعی گونه و موقعیت تکاملی آن سهم بزرگی دارند. ولی از آنجایی که اغلب روشهای جدید به روشهای خاص نیاز دارند این روشها نیز مستلزم پاره ای مسائل می باشند ، شرح مختصری از تمام روشهای رایج در رده بندی ارائه می شود :

 

1- روش مرفولوژیکی

صفات مرفولوژیکی مهم مانند اندامهای تناسلی خارجی ، شاخکها ، بالها ، تعداد و نحوه پراکنش موها و غیره در نمونه های بالغ بیشتر در بین بند پایان ، هنوز در مطالعات رده بندی ما غالب هستند. در عصر رده بندی جدید به منظور درک ساختار ظریف صفات متعدد مورفولوژیکی روشهای جدید کشف شده اند. این روشهای جدید به کشف خصوصیات جدید و قابل اعتمادتر منجر شده اند. استفاده از اسکن میکروسکوپهای الکترونی در مطالعات رده بندی بندپایان و سایر بی مهرگان افزایش یافته است. این میکروسکوپ از طریق تهیه تصاویر تقریبا سه بعدی با بزرگ نمایی مفید پنجاه تا ده هزار برابر اطلاعات عالی درباره سطح نمونه ارائه می دهد. بسیاری از صفات ریز در حشرات و کنه های گیاهی و حیوانی و سایر بندپایان کوچک وجود دارند که با استفاده از استرئومیکروسکوب بخوبی قابل بررسی نیستند و باید تنها در چنین بزرگنمایی زیادی مطالعه شوند. تصاویر سه بعدی خیلی بزرگ در کشف صفات جدید و بعلاوه در آشکار کردن جزئیات نا مشخص صفات شناخته شده متعد کمک زیادی می کنند.

 

2- روش جنین شناسی و مراحل نابالغ

در تمامی افراد ، طی رشد جنینی تغییراتی در الگوهای صفات بروز می کند. چنین تغییراتی در گروهایی که افراد آن مراحل مختلف مرفولوژیکی کاملا متفاوتی را طی می کنند ، کاملا مشهود است. نمونه بسیار خوب به وسیله موجودات دارای مراحل چند شکلی مناسب ارائه می شود که رشد آنها شامل چند مرحله جوان مشخص است که هر یک به وسیله یک پوست اندازی متمایز می شود. توصیف رده بندی نه تنها بر اساس خصوصیات مرفولوژیکی افراد بالغ بلکه بر اساس مجموع خصوصیات همه مراحل است.

 

3- روش اکولوژیکی

شاید قدیمیترین کوشش ثیت شده استفاده از اطلاعات اکولوژیکی در طبقه بندی به وسیله افلاطون باشد که او از زیستگاه آبی ، خاکی یا هوایی به عنوان خصوصیت اصلی استفاده کرد. اما ارسطو اولین فردی بود که به طور جدی به اهمیت چنین خصوصیاتی در طبقه بندی حیوانت فکر نمود. او حتی آزادانه از آنها در طبقه بندی خود استفاده نمود. اکنون این امر محقق است که هر گونه در طبیعت دارای کنج اکولوزیکی ( نیچ) خاص خودش می باشد و از نظر ترجیح غذایی ، فصل تولید مثل ، مقاومت در برابر عوامل فیزیکی مختلف و غیره از نزدیکترین وابستگانش متفاوت است. وقتی که دو گونه نزدیک به هم در یک محیط مشترک همزیستی دارند ، آنها از طریق خصوصیات کنج اکولوژیکی خاص گونه ای از رقابت کشنده اجتناب می کنند. گونه های خیلی وابسته ای هستند. که در مکانها و زیستگاهای طبیعی متفاوت زندگی می کنند که در چنین مواردی ممکن است خصوصیات اکولوژیکی بسیار شبیه هم داشته باشند یا اینکه در یک زیستگاه بطور مشترک زندگی کنند و هر یک دارای غذای متفاوتی باشند یا به بیان دیگر از رقابت بین گونه ای اجتناب ورزند.

 

4- روش رفتاری

استفاده از خصوصیات رفتاری در رده بندی حیوانی یک روش نسبتا جدید است. این روش یکی از مهمترین منابع اطلاعات رده بندی به شمار می رود. این خصوصیات در جدا کردن گونه های نزدیک به هم کمک بزرگی می کنند. رفتار شناسی مقایسه ای در بهبود طبقه بندی پرندگان ، حشرات ( مخصوصا سیرسیرکها ، زنبورها و بعضی سوسکها ) قورباغه ها ، ماهیها و غیره بسیار مفید بوده است. این صفات به طور ژنیتیکی تعیین می شوند و مانند صفات مرفولوژیکی از نسلی به نسل بعد انتقال می یابند ، بنابراین این صفات به عنوان مکانیزمهای جدا کننده و شروع سازگاریهای جدید نقش بزرگی ایفا می کنند.

وسایل ضبط دقیق صدا و سونوگرافی در مجزا نمودن گونه های نزدیک به هم پرندگان و سایر حیوانات کاملا مفید بوده اند.

 

5- روش سلول شناسی

این روش مطالعات زیر را شامل می شود :

 

الف- مکملهای ژنتیکی

شامل ژنوم ( DNA در هسته ) و پلاسمون ( DNA در ارگانلهای سیتوپلاسمی ) می باشد. دزواکسی ریبونوکلئیک اسید ماده اصلی توارث است. اعتقاد بر این است که اگر ترکیب DNA در تمام گونه ها شناخته شود ، سیر تکاملی آنها کاملا روشن خواهد شد. همین طور اعتقاد بر این است که مقدار DNA در هر دسته از کروموزومها برای هر گونه ثابت است. اما هنوز مشخص نشده است که نسبت محتوای DNA کروموزومها به تنوع اندازه بندهای هتروکروماتیک یا ارتباط آنها با تفاوت ضخامت در متافاز نسبت دارد. حتی در حال حاضر مقدار معینی از DNA و پروتئین که در میتوز تحریک می شوند تا در تعداد معینی از کروموزومها انتشار یابند. معلوم نیست.

 

ب- دورگ گیری DNA :

کشف اینکه دو رگ گیری بین اجزاء تک رشته ای DNA از منابع مختلف امکان پذیر است ، یک روش فیزیکوشیمیایی را برای سنجش ارتباطات ژنتیکی بین گونه ها فراهم می کند. در این نوع از مطالعات DNA استخراج شده از یک موجود در لوله آزمایش با لاینهای سلولی از سایر موجودات دو رگ گیری می شود. این روشهای پیوند DNA نوید بخش حل مسائل پیچیده رده بندی می باشند. روابط رده بندی اینها به وسیله Hoyer et al. بخوبی بررسی شده است. گزارشهای فسیلی ناقص در بسیاری از گروهای حیوانی ممکن است در طی مطالعات مربوط به حل مشکلات تکاملی با فیلوژنتیکی ، مسائلی را مطرح نماید.

 

ج- مطالعات کاریوتیپ شناسی

سلول شناسی کروموزومی بیشتر به وسیله متخصصین رده بندی گیاهی تا متخصصین رده بندی حیوانی مطرح شده است. شالوده رده بندی کروموزومی زمانی بنا نهاده شد که مسائل تشخیص کروموزومی پذیرفته شد و نظریه کروموزومی توارث ایجاد شد. کاریوتیپ توسط تعداد ، اندازه و شکل خارجی کروموزومها مشخص می شود و یک خصوصیت ثابت و قطعی هر گونه می باشد. تعداد ، شکل و نحوه جفت شدن کروموزومها ممکن است با استفاده از روشهای مختلف تشریح و رنگ آمیزی تعیین شود. رده بندی کروموزومی می تواند بخوبی در تعیین روابط فیلوژنتیکی گروها و بعلاوه در جدا کردن گونه ها خویشاوند مفید باشد.

تحول روشهای اصلاح شده در خلال سی سال گذشته کار با کروموزومها را بسیار راحت نموده است. امروزه کار کردن با گروههای مشکل مانند پستانداران ، پرندگان و حشراتی از قبیل پروانه ها نیز امکان پذیر شده است. در حال حاضر کاریوتیپ معتبرتری برای در حدود هزار گونه از پستانداران چند صد گونه از ماهیان ، دوزیستان ، خزندگان و پرندگان وجود دارد. تعدادی از مجموعه گونه ها مخصوصا در پستانداران و دوزیستان راسته Urodela تجزیه شده اند.

 

                                                 

6- روش بیوشیمیایی

این روش نیز به طور وسیع در گیاهان بیشتر از حیوانات مطالعه شده است. استفاده از این قبیل صفات در رده بندی اولین بار در سال 1813 به وسیله کاندول برای جدا کردن گونه های نزدیک به هم گیاهان شروع شد. امروزه این حقیقت کاملا شناخته شده است که متابولیسم یک موجود مجموعه ای از تغییرات شیمیایی است و مرفولوژی ، رفتار و اکولوژی یک موجود باید به متابولیسم آن وابسته باشند. حیوانات حاوی تعداد زیادی از ترکیبات پیچیده مانند هورمونها ، آنزیمها و سایر پروتئینهای دارای پپتیدها ، اسیدهای نوکلئیک ، اسیدهای آمینه و قندها هستند. تکنیکهای رده بندی بیوشیمیایی احتمالا کمتر تحت تاثیر مستقیم عوامل محیطی قرار می گبرند و نسبت به بسیاری از تجزیه و تحلیلهای مرفولوژی متداول اختلافات ژنتیکی را بهتر منعکس می نمایند. کار اصلی متخصص رده بندی بیوشیمیایی مقایسه و مقابله ترکیبات هم ردیف با نقش مشابه در گونه های مختلف حیوانی با توجه به خصوصیات و توزیع آنها در اندامهای مختلف بدن است. بنابراین گونه ها را می توان بر اساس توالی های آمینواسید در پروتئین های یک موجود و بر اساس اختلافات موجد در گونه های مختلف از یکدیگر متمایز کرد. Crick آنرا رده بندی پروتئینی نامید. این اعتقاد نیز وجود دارد که تغییرات و ساختمان آنزیم می تواند در کشف گونه های جدید کمک نماید. Lahni آنرا رده بندی مولکولی نامید. رده بندی مولکولی در اصل شامل توالی نوکلئوتیدها در پلی نوکلئوتیدها بود.  Turner ترجیح داد که آن را به دو نوع رده بندی مولکولهای کوچک و رده بندی مولکولهای بزرگ تقسیم نماید. رده بندی مولکولهای کوچک به توزیع و روابط بین سنتز حیاتی ترکیبات با وزن مولکولی کوچک مانند اسیدهای آمینه آزاد ، آلکاسیدها ، ترپنها و فلاونوئیدها تکیه می کند ، این ترکیبات معمولا تحت عنوان ترکیبات ثانویه نامیده می شوند. این روش بویژه در حل مسائل رده بندی در جایی که دورگ گیری یک عامل باشد مناسب است. رده بندی مولکولهای بزرگ در ارتباط با مولکولهای پلی مری مانند   DNA و RNA ، پلی ساکاریدها و پروتئینها می باشد. این روش در حل پاره ای از مسائل پیچیده تر رده بندی بخصوص آنهایی که روابط بین سطوح بالاتر را شامل می شوند ، مناسب است.

بنابراین در حال حاضر روش بیوشیمیایی به طور قطعی در حل بسیاری از مسائل رده بندی مفید است. اما این روش در بسیاری از موارد نیز مفید نیست. بعلاوه چنین مطالعاتی فقط در مورد موجودات در قید حیات امکان پذیر است و بنابراین ردیابی مسیر تاریخ تکاملی مشکل است. روش بیوشیمیایی نمی تواند با توجه به فیلوژنی موجودی که گزارشهای فسیلی آن نامناسب یا وجود ندارد به قضاوت قطعی منجر می شود. بیشتر کارهای رده بندی بیوشیمیایی فقط بر اساس اختلافات کمی و کیفی مواد تشکیل دهنده تمام بدن موجودات یا یکی از بافتهای آنها ست. صفات مرفولوژیکی مانند خصوصیات شیمیایی نیز متغیر هستند. درک صحیح روابط رده بندی موجودات برای آشکار کردن تنوع الگوهای بیوشیمیایی نیازمند مقایسه تعدادی از خصوصیات بیوشیمیایی در ترکیب با صفت دیگری است صرفا بر اساس یک صفت بیوشیمیایی ممکن نیست. نظر به اینکه پروتئینها و اسیدهای نوکلیئیک یک تخمین معتبر هر چند غیر مستقیم از درجه همانندی ژنتیکی بین حیوانات را فراهم می کنند ، برای درک روابط رده بندی حیوانات مقایسه خصوصیات مختلف اجزاء شیمیایی تشکیل دهنده مناسبتر از سایر اجزاء تشکیل دهنده است. انتشار اسیدهای آمینه آزاد در اندامهای مختلف حشرات نسبت به وجود یا عدم وجود محض یا تراکم آن در کل بدن یا یکی از بافتهای بدن حیوانات از ارزش رده بندی بالاتری بر خوردار است.

 

انواع روشهای شیمیایی

این مطالعات به پنج روش ایمنی شناسی ، کروماتوگرافی ، الکتروفوز ، اسپکتروفتومتری و بافت شناسی شیمیایی انجام می شوند. همه این روشها در ارتباط است با مشخص کردن ترکیبات شیمیایی بافتها و سرم خون که مواد شیمیایی لازم برای تغذیه سلولها هم در رشد و هم تولید مثل حمل می کند.

 

 

الف- روش ایمنی شناسی

این روش بر واکنش ته نشینی ( رسوب )  استوار است که برای مطالعه آنتی ژنهای محلول مانند آنهایی که در سرم حیوانی یا ترشحات بافت گیاهان یا حیوانات وجود دارند ، ترجیح داده می شود. این روش اولین بار به وسیله Rudolph Krauss در مورد میکروارگانیزمها کشف شد. استفاده از آن براساس این حقیقت است که : پروتئینهای یک موجود در برابر پروتئینهای موجود خویشاوند به طور قویتری با آنتی بادیها واکنش نشان خواهد داد تا در برابر پروتئینهای موجود با درجه خویشاوندی کمتر. یک آنتی ژن ( معمولا یک پروتئین ) ، وقتی به یک حیوان تزریق شود حیوان را به تولید ترکیباتی تحریک خواهد کرد ، آنتی بادیها با درجه اختصاصی زاید در برابر مواد تزریق شده در واکنش نشان خواهد داد. حیوانات دارای آنتی بادی مصون در نظر گرفته می شود و فرآیند ایمن سازی ، زمانی که با نسبت مناسب آنتی ژنی محلول با سرم مصون مخلوط شود به وسیله تشکیل یک رسوب آشکار می شود. با استفاده از این روش تعیین اینکه یک آنتی ژن مختص یک جنس ، گونه هایی از جنس ، یا حتی نژاد بخصوصی در یک گونه است و یا واکنشهای آمیزشی  را نشان می دهد نیز امکان پذیر است.

اگر چه این عمل بیش از نیم قرن مورد استفاده بوده ، تا کنون به حد مورد انتظار برای ما مفید نبوده است.

 

ب- کروماتوگرافی

روشی است که به وسیله آن می توان اجزای یک مخلوط مرکب را مجزا و شناسایی نمود. این روش بر اساس  مقادیر متفاوتی است که ترکیبات در یک مخلوط مضاعف در طول یک محیط متخلخل مانند قطعه ای از کاغذ      ( کروماتوگرافی کاغذی )  یا ستون از پودر گچ ( کروماتوگرافی ستونی ) حرکت می کنند. کروماتوگرافی کاغذی به طور گسترده برای مقایسه ترکیبات شیمیایی گونه های نزدیک به هم ، مخصوصا با توجه به اسیدهای آمینه و پپتیدها در تیمار نینهیدرین و پورین ها و پیریمیدین ها یا سایر ترکیباتی که نور ماوراء بنفش را جذب یا عبور می دهند ، مورد استفاده بوده است. مواد مورد تجزیه به دو روش کلی تهیه می شوند. یا قطعاتی از بافتها یا حیوانات کوچک کامل به طور مستقیم بر روی فیلتر کاغذی فشرده و له می شوند یا عصاره هایی تهیه می شوند که پروتئینهای محلول در آنها ته نشین شده باشد به طوری که محلول حاصله تنها شامل اسیدهای آمینه و پپتیدهای کوچک باشد.

 

ج- الکتروفورز :

این روش نیز شامل حرکت مشابه مواد حل شده از طریق یک محیط ثابت می باشد اما در اینجا حرکت در اثر اختلاف پتانسیل الکتریکی را حاصل می شود. این روش بر اساس این حقیقت است که : اجزاء مخلوط مقادیر متغییر بار الکتریکی را حمل می کنند و بنابراین در محلول نمکی که یک جریان الکتریکی ازآن عبور داده می شود در سرعتهای مختلف حرکت خواهند کرد. این روشها اولین بار  به وسیله  Tiselius برای تشخیص اجزاء مرکب سرم پروتئینها که تحت تاثیر یک جریان الکتریکی در یک محلول نقل مکان می کنند استفاده شد. این روشها تا حد زیادی بهبود یافته اند بطوری که امکان مجزا شدن تعداد زیادی از پروتئینهای مختلف در یک سیانین وجود دارد. امروزه برای مطالعه ترکیبات مولکولی پروتئینهای پیچیده ، انواع مختلفی از روشهای الکتروفورز وجود دارد.

در الکتروفوز کاغذی مخلوط مورد تجزیه بر روی یک نوار کاغذی که قبلا به وسیله محلول نمکی مرطوب شده ریخته می شود. انتهای نوار در داخل ظرفی که با محلول پر شده است قرار داده می شود. یک الکترود در داخل هر ظرف فرو برده می شود و جریان مستقیم از داخل محلول عبور داده می شود. اجزاء متفاوت بر اساس بار الکتریکیشان با سرعتهای مختلف جابجا می شوند. زمانی که ترکیبات مجزا شدند ، تشخیص آنها به روشهای مختلف انجام می شود. کاغذ ، به خاطر کیفیت بالای جذب مولکولی ، اندازه متغییر خلل و فرج ، جریان شدید انتقال الکترونی بافر ، در ابتدا توسط ژل آگار ، سیس نشاسته و اخیرا به وسیله ژل آکریل آمید جایگزین شد. هر یک از این عوامل باعث بهبود در افزایش تمایز مولکولهای بزرگ می شوند. محیط نشاسته و آکریل آمید بعد دیگری را در جدا سازی پروتئین ایجاد کردند.

 

د- اسپکتروفتو متری با اشعه مادون قرمز:

این روش بر اساس جذب نورمادون قرمز به وسیله مواد بیولوژیکی استوار است. بنابراین الگوهای تشکیل شده بر اساس ترکیب شیمیایی آنها می باشد و باعث روشن شدن بسیاری از جنسهای مهم رده بندی می شود. این روش تا کنون بیشتر در مورد میکروارگانیزمها به کار رفته است.

 

ه- مطالعات بافت شناسی شیمیایی :

هنگامی که بافتهای کسانی از گونه های مختلف حیوانی وظیفه مشابهی را در ظاهر نشان دهند ، ممکن است بین آنها اختلافات بیوشیمیایی مشاهده شود که می تواند از ارزش رده بندی برخوردار باشد. این صفات نیز می توانند در تشخیص گروه بندیهایی در سطوح پائینتر از گونه نیز کمک نمایند. روشهای بافت شناسی شیمیایی شامل تکنیکهای ظریف مشخص و واکنشهای خاص رنگ آمیزی می باشد. روش تثبیت ماده در این قبیل مطالعات دارای اهمیت زیادی است ، به طوری که نباید نسبت به آنچه در حالت زنده وجود دارد ، تغییرات شیمیایی روی دهد. این روشها در تجزیه کیفی و نیمه کمی پروتئینها ، اسیدهای آمینه آزاد ، آنزیمها ، کربوهیدراتها ، مایعات و اسیدهای نوکلئیک حاوی یونهای فلزی به کار رفته است. برای رنگ آمیزی از رنگها مختلفی استفاده می شود تا این خصوصیات بهتر درک شود. استفاده از میکروتومهایی که به طور مستقیم از بافتها مقطع می گیرند و بویژه میکروسکوپهای الکترونی این مطالعات را معنی دارتر کرده است. این روش وقتی با سایر خصوصیات ترکیب شود ، قادر است در استنباط روابط رده بندی بین گروهای مختلف حیوانی نیز کمک بزرگی بنماید.

 

7- رده بندی عددی

رده بندی عددی وابستیگیها یا مشابهت های بین واحدهای رده بندی و مرتب کردن این واحدها در داخل گروههای رده بندی بر اساس وابستگیهایشان می باشد. پاره ای از محقیقین واژه تاکسی متریک را ترجیح می دهند. در دو واژه دیگر تاکسونومتریک و تاکسومتری نیز مورد استفاده می باشند ، اما بین تاکسی متریک و تاکسی متری رقابت وجود دارد.

از حیث تعداد ، رده بندی عددی بر اصول  Adanson استوار است. این مفهوم بر استفاده از حداکثر تعداد خصوصیات و همچنین تمام آنهایی که هم وزن هستند استوار است. واحدهای رده بندی مجزا می توان به واسط همبستگی خصوصیات گوناگون در گروههای مختلف مورد مطالعه ایجاد کرد ، اما هنوز در مورد تعداد خصوصیات مود استفاده در این روش اختلاف نظرهایی وجود دارد. استفاده از حداقل شصت صفت ، Moss از135 تا 146 صفت در حالی که Steyskal حداقل از هزار صفت بویژه در مورد حشرات را ترجیح می دهند.

اکثریت کارهای انجام شده در رده بندی عددی در ارتباط با طبقه بندی در مفهوم شناخت گروهی است. این محققین تا اندازه زیادی از مطالعاتشان طرفداری کرده اند و در حل مسائل طبقه بندی بیولوژیکی بسیار مدعی هستند.

 

8- رده بندی افتراقی

رده بندی افتراقی اولین بار توسط Wimble بعنوان یک روش شناسی برای ترکیب اندازه گیریها ، شاخصها و فراوانیهای چند گانه در یک متغییر مرکب پیشنهاد شد ، عمل رده بندی این روش در تمام موقعیتها ، متوسط تغییر با فاصله از یک واقعیت کلی را ارزیابی می کند. این روش به محقق اجازه خواهد داد که سرعتهای تغییر با فاصله ( تفاوت ) چند صفت را جمع کند تا نواحی تمایز درون یک واحد رده بندی را نشان دهد.ظاهرا تنها تعداد معدودی از زیست شناسان از این روش استفاده کرده اند ، از قرار معلوم این موضوع به علت پر زحمت بودن روشهای مطرح شده توسط Wimble برای بدست اوردن تفاوتهای بین یک دسته از صفات می باشد. با توسعه روشهای محاسباتی جدید اکنون این عیب می تواند برطرف شود.

رده بندی افتراقی می تواند در مطالعات اکولوژیکی نیز مورد استفاده قرار گیرد ، چون لازم نیست متغییرها خصوصیات یک موجود باشند ، بلکه ممکن است تراکم گونه ها در درون مجامع مختلف یا درصد فون و فلور با ویژگیهای خاص باشد.

 

اصول رده بندی جانوری              تالیف : وی. سی. کاپور

ترجمه : دکتر احد صحرا گرد ( عضو هیات علمی دانشگاه گیلان )

           دکتر جلیل حاجی زاده ( عضو هیات علمی دانشگاه گیلان )