جزوات تضمینی دکتری دانشگاه آزاد
جزوات تضمینی دکتری دانشگاه آزاد موسسه دانشجو آنلاین  

کلروفیلهای گیاهان



 

مقدمه

رنگ سبز گیاهان ، رنگ برخی از جلبکها و باکتریها (قهوه‌ای ، قرمز و بنفش) به نوع واکنشهای فتوسنتزی آنها وابسته است. رنگدانه‌های مسئول این رنگها در این موجودات عامل اصلی جذب انرژی نور خورشیدند. مهمترین این رنگدانه‌ها در فتوسنتز سبزینه (کلرفیل) موجود در گیاهان سبز است. کلروفیل در واقع پورفیرینهای منیزیم است که ساختارشان با پورفیرینهای آهن‌دار تفاوت دارد. این ساختار شامل دو بخش است: یک بخش سر که همان پورفیرین منیزیم‌دار است و یک بخش دم که از زنجیره هیدروکربنی آب‌گریز ساخته شده است. این زنجیره فیتول نیز نامیده می‌شود.

در گیاهان ، انواع مختلف کلروفیل وجود دارد که بر حسب ساختارشان به نام کلروفیلهای a ، b ، c و غیره نامگذاری شده‌اند. در گیاهان عالی معمولا دو نوع کلروفیل a و b وجود دارد که ساختار مشابهی دارند و تفاوتشان در گروه R آنهاست. اگر R یک گروه متیل (CH3) باشد، کلروفیل از نوع a و اگر عامل فرمیل (CHO) باشد کلروفیل از نوع b است هر دو کلروفیل a و b نور مرئی را در طول موج مشخصی بین 700 - 400 نانومتر جذب می‌کنند.




تصویر

انواع کلروفیل در گیاهان

تمام گیاهان فتوسنتز کننده دارای کلروفیل a هستند ولی وجود کلروفیلهای کمکی (فرعی) مثل b ، c و d بستگی به نوع گیاه دارد. مثلا در گیاهان عالی معمولا کلروفیل b دیده می‌شود. در حالی که در جلبکهای سبز- آبی و قهوه‌ای و سرخ این کلروفیل وجود ندارد. رنگیزه‌های کلروفیل موجود در باکتریهای فتوسنتز کننده را باکتریو کلروفیل می‌نامند و دو نوع a و b از آن یافت می‌شود.

نسبت انواع کلروفیلها در گیاهان

در بیشتر گیاهان نسبت کلروفیل a به کلروفیل b بر حسب شدت نور که بر گیاه می‌تابد تغییر می‌کند. مثلا میانگین این نسبت در گیاهان آلپی (گیاهان گروههای آلپ) که در معرض نور شدید هستند حدود 5/5 است در صورتی که در گیاهان سایه پسند و گریزان از نور این نسبت 3/2 است.

طیف جذبی کلروفیلها

اگر نور تک رنگی به طول موجهای مختلف حاصل از منشوری را روی برگ سبزی بتابانیم و شدت فتوسنتز را در طول موجهای مختلف اندازه بگیریم، معلوم می‌شود که تاثیر نور آبی (با طول موجی نزدیک به 420 نانومتر) و نور سرخ (با طول موجی نزدیک به 680 - 670 نانومتر) به حد بیشینه بوده و تاثیر نور سبز با ( طول موجی حدود 600 - 500 نانومتر) به حد کمینه است. این طیف کنشی در رابطه با طول موج در مورد کلروفیل که رنگیزه عمده کلروپلاست در گیاهان است ظاهرا با خواص جذبی یا ، به عبارت بهتر طیف جذبی نور ارتباط دارد.

زیرا کلروفیل وقتی از برگ استخراج می‌شود دقیقا همان طول موجهایی را که به بیشترین وجه در فتوسنتز موثرند به مقدار زیاد جذب می‌کند. از مقایسه طیف جذبی رنگیزه‌های کلروفیل با طیف کنشی آن معلوم می‌شود که کلروفیلهای a و b و کارتنوئیدها در جذب نور برای فتوسنتز دخالت دارند. بعضی از این رنگیزه‌ها تنها نقش گیرنده انرژی نوری را ایفا می‌کنند و بطور غیر مستقیم با انتقال انرژی خود به رنگیزه‌های اصلی که مستقیما در تبدیل انرژی نوری به انرژی شیمیایی عمل می‌کنند نقش کمکی دارند.




تصویر

طیف کنشی

طیف کنشی عبارتست از دامنه عمل رنگیزه مسئول واکنش نور شیمیایی که با اندازه‌گیری سرعت واکنش نور شیمیایی و در طول موجهای متفاوت و رسم منحنی آن بدست می‌آید.

طیف جذبی

طیف جذبی عبارت است از میزان یا دامنه جذب نور با طول موجهای مختلف توسط رنگیزه.

رابطه بین طیف جذبی کلروفیلها با ترکیب شیمیایی آنها

محلول خالص کلروفیل a آبی مایل به سبز و محلول کلروفیل b سبز متمایل به زرد است. طیف جذبی کلروفیل a با b تفاوت دارد و بر حسب نوع پروتئینی که با آنها ترکیب شده است تغییر می‌کند. طیف جذبی باکتریو کلروفیل نیز دارای دو نقطه بیشینه جذب یکی از ناحیه نور آبی و دیگری در فرو سرخ است که اوج جذبی اخیر بر حسب نوع پروتئینی که به آن متصل است بین 800 تا 890 نانومتر تغییر می‌کند.

ساختار شیمیایی کلروفیل

ساختار شیمیایی کلروفیل به این ترتیب است که در مرکز مولکول کلروفیل یک اتم منیزیم قرار دارد که به چهار شبکه کربنی موسوم به چهار حلقه پیرولی متصل است و قسمت حلقوی (پورفیرین) مولکول یا سر آن را تشکیل می‌دهد. در محل کربن شماره 7 این هسته پورفیرینی یک زنجیره بلند کربنی به نام زنجیر فیتولی اتصال دارد که قسمت دم مولکول را می‌سازد هسته چهار پیرولی یا سر مولکول کلروفیل قطب آب دوست و زنجیر فیتولی یا دم کلروفیل قطب آب گریز (یا چربی دوست) آن را تشکیل می‌دهد و به همین جهت کلروفیل و مولکولهای نظیر آن را ترکیبات دوپسند می‌نامند.



تصویر

تفات ساختاری کلروفیل a با کلروفیل b

تفاوت ساختاری کلروفیل a با کلروفیل b در سومین کربن آنهاست. در کلروفیل a یک گروه متیل (CH3) به کربن شماره 3 متصل است در حالی که در کلروفیل b یک گروه آلدئیدی (O=HC) به این کربن چسبیده است.

جایگاه کلروفیلها

کلروفیلها و کارتنوئیدها تقریبا همیشه در قسمت تیغه‌ای (لاملی) کلروپلاست وجود دارند. زیرا تیغه‌ها که نیمی از آنها پروتئین و نیمی دیگر لیپید است محل مناسبی جهت اتصال مولکولهای دوپسند کلروفیل است. دم چربی دوست کلروفیل جذب بخش لیپیدی شده و سر آبدوست آن با بخش پروتئینی تیغه‌ها پیوندهای ضعیف تشکیل می‌دهد و همین امر موجب می‌شود که مولکولهای کلروفیل با نظمی خاص در داخل لاملها به ردیف درآیند.


[ پنجشنبه 26 مهر1386 ] [ 2:8 ] [ عنایت جو ] [ ]

پلاست



مقدمه

پلاستها از اندامکهای دو غشایی موجود در یاخته‌های گیاهی و نیز عده ای از آغازیان مثل جلبکها هستند. معمولا مدور ، تخم‌مرغی و دیسک مانند هستند و در سنتز و ذخیره مشارکت دارند. این اندامکها نه تنها در تجمع و اندوختن مواد مختلف ذخیره‌ای و رنگیزه‌ها نقش دارند بلکه نوعی از آنها یعنی کلروپلاستها با انجام فتوسنتز و تولید مواد آلی دارای انرژی نهفته‌اند و در بقای مصرف کنندگان نقش اساسی دارند.

پلاستها اندامکهایی شبیه به کندریوزومها هستند که نقش تولیدی آنها با فراهم آوری ترکیبات مختلفی مانند نشاسته ، رنگیزه‌ها ، پروتئینها و ... روشن شده است. پلاستهای یاخته‌های بالغ بر حسب ماهیت موادی که در خود جمع می‌کنند انواع مختلفی دارند که عبارتند از: کلروپلاستها ، کروموپلاستها و لوکوپلاستها. تقسمیم بندی دیگر به صورت زیر است. کلروپلاستها ، آمیلوپلاستها ، کروموپلاستها ، پروتئوپلاستها ، اولئوپلاستها و استرینوپلاستها.




تصویر

پیش پلاستها

پلاستهای کوچک ، کمرنگ یا بی رنگ هستند که پیش تاز یا پیش رو همه پلاستها هستند که معمولا در مریستم انتهایی ریشه و ساقه وجود دارند. پیش پلاستها بسته به شرایط محیطی و نوع بافتی که در آن قرار دارند به پلاستهای دیگر تبدیل می‌شوند. مثلا پیش پلاستها (پروپلاستها) وقتی در معرض نور قرار می گیرند (در برگها و سایر اندامهای هوایی) به کلروپلاستها تبدیل می‌شوند.

کلروپلاستها

کلروپلاستها مکان تولید غذا در سلول است و معمولا دیسک مانند هستند و به قطر 6 - 4 میکرون می‌باشند. رنگدانه موجود در کلروپلاستها ، کلروفیل و کاروتنوئید است. ولی چون مقدار کلروفیل بیشتر است، به رنگ سبز دیده می‌شود. رنگ کاروتنوئیدها در پاییز در برگها ، پس از آنکه کلروفیل تخریب شد، مشاهده می‌گردد. رنگ کاروتنوئیدها همچنین در برگهای پیر دیده می‌شود. در یک سلول مزوفیل برگ در حدود 50 - 40 کلروپلاست وجود دارد. در هر میلیمتر مربع 500 هزار کلروپلاست دیده می‌شود.

ساختمان کلروپلاستها

پوشش کلروپلاست مضاعف است و متشکل از غشای درونی و غشای بیرونی است و ماده زمینه‌ای کلروپلاست شامل نشاسته و اکثر آنزیمهای لازم برای فتوسنتز و سایر مواد به صورت محلول می‌باشد. استروما (ماده زمینه‌ای کلروپلاست) شامل 50 درصد پروتئینهای کلروپلاست است. در بخشهایی از استروما DNA و RNA و ریبوزومها مشاهده می‌شوند. دانه‌های نشاسته کلروپلاستها از ذخایر موقتی گیاه هستند. زمانی که گیاه فعالانه فتوسنتز می‌کند. نشاسته در کلروپلاستها انباشته می‌شود.

در شب این نشاسته‌ها تجزیه شده و به آمیلوپلاستها انتقال و در آنجا ذخیره می‌شود. سیستم غشایی کلروپلاستها از وزیکولهایی مسطح به نام تیلاکوئیدها تشکیل یافته و مجموعه تیلاکوئیدها تشکیل گرانوم را می‌دهد. هر گرانولوم از 100 تیلاکوئید تشکیل شده که مانند ستونی روی هم قرار گرفته‌اند. گرانوم توسط فرت به هم وصل هستند. بنابراین سیستم غشایی درون کلروپلاستها شامل فرت و گرانومها هستند. کلروپلاستها علاوه بر آنکه محل فتوسنتزند در سنتز اسید آمینه و اسید چرب نیز شرکت می‌کنند.




تصویر

نحوه تشکیل کلروپلاستها از پیش پلاستها



در غشای درونی پروپلاست وزیکولهایی تشکیل می‌شود. به عبارت دیگر غشای درونی به درون استروما جوانه زده و این وزیکولها از غشای درونی جدا می‌شوند. سپس وزیکولها بهم می‌پیوندند و وزیکولهای مسطحی را بوجود می‌آورند. در نهایت وزیکولهای مسطح به هم پیوسته و تشکیل گرانا و فرت را می‌دهند و کلروپلاست بالغ می‌شود. اگر گیاه در غیاب نور باشد، پروپلاست به اتیوپلاست تبدیل می‌شود.

وزیکولهای جدا شده از غشای درونی به هم می‌پیوندند و شبکه نیمه بلوری موسوم به جسم پرولاملار را تشکیل می‌دهند. به چنین پلاستی اتیوپلاست گویند. گیاهی که این نوع پلاست را دارد، اتیوله شده است ولی اگر در معرض نور قرار گیرد اتیوپلاستها به کلروپلاست تبدیل می‌شوند. پروپلاستها به انواع دیگری از پلاستها نیز تبدیل می‌شود. اکثرا کلروپلاستها به کروموپلاستها تبدیل می‌شوند اما عکس این قضیه نیز اتفاق می‌افتد.

کروموپلاستها

پلاستهای زرد و نارنجی و قرمز رنگی هستند که به اشکال مختلف دیده می‌شوند و کلروفیل ندارند. ولی دارای کاروتنوئیدها هستند. کاروتنوئیدها مسئول رنگ زرد و نارنجی و قرمز در گلبرگها ، میوه‌ها و برخی ریشه‌ها است (مثل هویج). در بیشتر موارد کروموپلاستها از کلروپلاستها بوجود می‌آیند. مثلا در میوه‌ها به هنگام تشکیل ساختار درونی کلروپلاست تغییر می‌کند و به کروموپلاست تبدیل می‌شود.

سیستم غشایی به ‌هم می‌خورد و تیلاکوئیدهای کمی باقی می‌ماند. کاروتنوئید فراوانی ذخیره می‌شود که این کاروتنوئیدها ممکن است در گلبولهای چربی انباشته شوند یا به صورت بلور یا بصورت دیگر. به ندرت ممکن است کروموپلاستها از پیش پلاستها بوجود آیند. کروموپلاستها شکل منظمی ندارند. وظیفه کروموپلاستها جلب کردن حشرات و پرندگان و پروانه‌ها و... برای انتشار دانه‌های گرده و.... است.

لوکوپلاستها

پلاستهای بدون رنگدانه هستند که این پلاستها معمولا در اندامهای زیر زمینی که دور از نور هستند، دیده می‌شوند. ولی در بخشهای هوایی هم دیده می‌شوند. در سنتز مشارکت ندارند بلکه وظیفه آنها ذخیره است. لوکوموپلاستها شامل آمیلوپلاستها (که نشاسته ذخیره می‌کنند.) ، پروتئینوپلاستها (که حاوی پروتئین هستند.) و اولئوپلاستها (که حاوی روغن هستند.) می‌باشد.

در لپه‌های دانه گیاه هم آمیلوپلاستها هم پروتئینوپلاستها و هم اولئوپلاستها یافت می‌شوند. در آلبومن دانه گیاه پروتئینوپلاست و اولئوپلاست یافت می‌شود که پروتئین و روغن موجود در این پلاستها به محصولات ساده (اسیدهای آمینه و اسیدهای چرب) تجزیه شده و به هنگام رویش دانه برای نمو گیاهک بکار می‌رود.



ادامه مطلب
[ پنجشنبه 26 مهر1386 ] [ 2:1 ] [ عنایت جو ] [ ]
جلبکها ساده‌ترین موجودات واجد کلروفیل هستند. سه تفاوت عمده بین جلبکها و گیاهان عالی وجود دارد. اولا جلبکها فاقد ریشه ، ساقه و برگ‌ هستند، ثانیا در اطراف اندامها یا ساختارهای زایشی جلبکها یاخته‌های محافظ وجود ندارد، ثالثا جنین در جلبکها دیده نمی‌شود. در طبیعت جلبکها در محیطهای گوناگون یافت می‌شوند. آب محیطی است که بیشترین جلبکها را در خود جای داده است.

در سطح خاکهای مرطوب نیز تعداد بسیار زیادی جلبک یافت می‌شود. بخشهای هوایی درختان و همچنین سنگها و صخره‌ها محلهای دیگری هستند که جلبکها می‌توانند بر روی آنها رشد کنند. بعضی از جلبکها می‌توانند در محیطهای غیر معمولی ، مثل دریاچه‌های نمک ، چشمه‌های آب گرم و یخچالهای طبیعی و حتی در درون بدن و بافتهای موجودات زنده زیست کنند.



تصویر

مشخصات تال در جلبکها

اندازه تال در جلبکها از چند میکرون تا چندین متر می‌رسد. همچنین تال به اشکال مختلف از قبیل تک یاخته‌ای (متحرک و غیر متحرک) ، کلونی ، ریسه‌ای ، پارانشیمی و سیفونی دیده می‌شود. ساختار یاخته‌ای جلبکها نیز به دو صورت پروکاریوتی و یوکاریوتی است. ساختار پروکاریوتی مربوط به جلبکهای سبز - آبی و ساختار یوکاریوتی مربوط به بقیه جلبکهاست.

دیواره یاخته‌ای

دیواره یاخته‌ای در جلبکها بسیار حائز اهمیت است. علت آن وجود مواد مختلفی است که بعضی از آنها کاربرد صنعتی ، دارویی و پزشکی دارند. یاخته‌های زایشی از قبیل گامتها و زئوسپورها فاقد دیواره یاخته‌ای هستند. دیواره یاخته‌ای در جلبکها معمولا از 2 لایه تشکیل شده است لایه بیرونی لایه‌ای است ژلاتینی از مواد پکتینی ساخته شده و در آب گرم حل می‌شود. لزج بودن جلبکها بدلیل وجود این لایه بیرونی است. لایه درونی از جنس سلولز است که در آب گرم نامحلول است. هر دو این مواد نوعی پلی ساکارید هستند در اکثر موارد ترکیبات دیگر از قبیل پروتئین ، کربنات کلسیم ، آهن ، سیلیس ، کتین و غیره در ساختار دیواره یاخته‌ای جلبکها دیده می‌شود.



تصویر

کلروپلاست یا کروماتوفور

یکی از مهمترین اجزای یاخته‌ای در جلبکها کلروپلاست یا کروماتوفور است در داخل کلروپلاست اغلب جلبکهای سبز ، اجسام کروی شکل حاوی نشاسته وجود دارد که آن را پیرنوئید می‌گویند. پیرنوئید در جلبکهای سبز وجود دارد که ممکن است در داخل یا خارج کلروپلاست قرار گیرد. به علاوه کلروپلاست جلبکهای سبز متحرک حاوی لکه نارنجی رنگی به نام استیگما (لکه چشمی) است که جهت یاخته را به سمت نور متمایل می‌سازد. در بعضی از جلبکها ممکن است لکه چشمی خارج از کلروپلاست باشد. در داخل کلروپلاست ، رنگیزه‌هایی از انواع کلروفیل ، کاروتنوئید و بیلی پروتئینها وجود دارند که باعث می‌شوند تا کلروپلاست و در نتیجه یاخته جلبکها به انواع رنگهای مختلف دیده شود.

تاژک

اغلب جلبکها یا خود متحرک‌اند و یا یاخته‌های زایشی آنها متحرک است. در بین جلبکها فقط دو گروه یعنی جلبکهای سبز - آبی و جلبکهای قرمز از این قاعده مستثنی هستند. فرمهای متحرک و یاخته‌های زایشی متحرک در آنها دیده نمی‌شود. وسیله حرکت یاخته‌ای متحرک ، تاژک نام دارد که از نظر شکل ظاهری بر دو نوع است. یکی تاژک شلاقی که سطح آن صاف و دیگری تاژک پر مانند که سطحی ناصاف و همانند پر دارد. همچنین تعداد تاژک و محل قرار گرفتن در جلبکهای گوناگون متفاوت است.



تصویر

تولید مثل در جلبکها

تولید مثل در جلبکها به دو روش غیر جنسی و جنسی صورت می‌گیرد. تولید مثل غیر جنسی یا رویشی توسط یاخته‌های رویشی معمولی انجام می‌شود بدون آنکه در دیواره یاخته اصلی تغییری حاصل گردد قطعه قطعه شدن کلونی ، ریسه یا بطور کلی تال ، تقسیم یاخته‌ای به صورت دوتایی و تغییر شکل یاخته‌های رویشی و تبدیل آنها به یاخته‌های مقاوم و زایشی از انواع تولید مثل رویشی بشمار می‌آیند. تولید مثل غیر جنسی ، روش معمولی و طبیعی جلبکهاست که در این حالت هاگهای متحرک به نام زئوسپور و یا غیر متحرک بنام آپلانسپور در کیسه‌هایی به نام هاگدان بوجود می‌آیند.

تولید مثل جنسی نتیجه آمیزش دو یاخته‌ جنسی نر و ماده به نام گامت است. هنگام آمیزش گامتها ، مراحلی به نام یاخته تخم ایجاد می‌گردد. گامتها ممکن است از نظر شکل و اندازه با هم برابر باشند که در این صورت آنها را ایزوگامت گویند گاهی یکی از گامتها بزرگتر از دیگری است و آنیزوگامت می‌نامند. صرف نظر از اندازه گامتها ، اگر یکی از گامتها کوچکتر و متحرک و گامت دیگر بزرگتر و غیر متحرک باشد در این صورت آنها را هتروگامت گویند. در جلبکهای تکامل یافته ، یاخته‌های زایشی در ساختارهای ویژه‌ای بوجود می‌آیند ساختاری که یاخته‌های نر را بوجود می‌آورد بنام آنتریدیوم وساختاری که یاخته‌های ماده را تولید می‌کند اوئوگونیوم نامیده می‌شود.

چرخه زندگی جلبکها

چرخه زندگی جلبکها از دو قسمت تشکیل شده. مرحله هاپلوئیدی یا گامتوفیتی که طی آن یاخته‌های نر و ماده بوجود می‌آیند و پس از ترکیب آنها با یکدیگر یاخته دیپلوئید تخم حاصل می‌شود. مرحله بعدی با ایجاد یاخته تخم آغاز می‌گردد که آن را مرحله اسپروفیتی گویند. حال اگر رویش تخم با تقسیم به روش میوز انجام گیرد مجددا مرحله گامتوفیتی یا هاپلوئیدی بوجود می‌آید در این حالت مرحله اسپورفیتی بسیار کوتاه است. در صورتی که رویش تخم با تقسیم به روش میوز همراه نباشد گیاه دیگری به نام اسپروفیت تولید می‌شود که تعداد کروموزوم آن دو برابر گیاه اول است و در نتیجه مرحله اسپروفیتی طولانی می‌گردد.



تصویر

انواع چرخه زندگی

بر حسب آنکه مرحله گامتوفیتی و یا اسپروفیتی طولانی باشد و یا گیاه گامتوفیت با گیاه اسپروفیت مشابه با یکدیگر باشند و یا نباشند، چرخه زندگی در جلبکها را به چهار گروه هاپلانتیک ، دیپلانتیک ، ایزومورفیک و هترومورفیک تقسیم می‌کنند.

رده بندی جلبکها

به منظور رده بندی جلبکها ، ویژگیهایی از قبیل ساختار تال ، دیواره یاخته ، تعداد تاژک ، نوع تاژک و محل قرار گرفتن آنها و ... در نظر می‌گیرند.

سیانوفیتا یا جلبکهای سبز – آبی

پست‌ترین جلبکها به شمار می‌روند. ساختار یاخته‌ای از نوع پروکاریوتی و بسیار شبیه به باکتریهاست. تال میکروسکوپی داشته و به اشکال تک یاخته‌ای ، کلونی ، ریسه‌ای بدون هتروسیت و ریسه‌ای دارای هتروسیت تقسیم می‌شوند. یاخته‌های هتروسیت ممکن است در ابتدای ریسه و یا در بین یاخته‌ها رویشی بوجود آیند. رنگ این یاخته‌ها سبز زیتونی و دارای دیواره‌ای دو لایه‌اند. این یاخته‌ها حاوی آنزیم ویژه‌ای هستند که می‌توانند نیتروژن موجود در هوا را به صورت نیتروژن آمونیاکی در خود تثبیت کنند. تولید مثل جنسی در جلبکهای سبز – آبی وجود ندارد و تولید مثل به صورت تقسیم دوتایی ، قطعه قطعه شدن و تشکیل هورموگونیوم و اکینیت انجام می‌شود.

جلبکهای سبز

به رنگ سبز علفی هستند تال آنها بسیار متنوع است و به اشکال تک یاخته‌ای متحرک ، تک یاخته‌ای غیر متحرک ، کلونی متحرک ، کلونی غیر متحرک ، ریسه‌ای ساده و منشعب ، پارانشیمی و سیفونی دیده می‌شوند. انواع تولید مثل رویشی غیر جنسی و جنسی در آنها متداول است. کلامیدوموناس جلبک سبزی است متحرک و دارای 2 تاژک از نوع شلاقی در ناحیه سر. کلامیدوموناس را می‌توان منشا جلبکهای سبز بشمار آورد. از تقسیمات یاخته کلامیدوموناس جلبک ریسه‌ای ساده یا اولوتریکس حاصل می‌شود.

کلادوفورا نیز از جلبکهای واجد تال ریسه‌ای منشعب است. جلبک ادوگونیوم به علت دارا بودن اندامهای جنسی آنتریدیوم و ائوگونیوم از دیگر جلبکهای ریسه‌ای کاملا متمایز است. از دیگر جلبکهای سبز اسپیروژیر است. که شناسایی آن به علت داشتن کلروپلاست مارپیچی به آسانی صورت می‌گیرد. لیکن دیگر از ویژگیهای جلبکهای سبز وجود کلروپلاست به اشکال مختلف در آنهاست.



تصویر

اوگلنوفیتا

اوگلنها موجوداتی تک یاخته‌ای و متحرک‌اند. به علت نداشتن دیواره یاخته‌ای شکل ثابت ندارند. و بعضی موارد بسیار شبیه به پروتوزوآ عمل کرده و سبزینه خود را از دست داده و از مواد آلی استفاده می‌کنند.

کاروفیتا

خصوصیات ویژه‌ای دارند که آنها را از بقیه جلبکی ، متمایز می‌سازد. علت آن شکل ظاهری و اندامهای تولید مثلی آنهاست. اولا اندامهای تولید مثلی ساختار پیچیده داشته و ثانیا توسط یاخته‌های نازا احاطه شده‌اند. همچنین چگونگی رویش تخم در آنها متفاوت است.

کریسوفیتا

رنگ این جلبکها اغلب سبز مایل به زرد ، زرد ، طلایی ، زرد مایل به قهوه‌ای است. رنگ آنها به علت وجود رنگیزه‌های کاروتن و گزانتوفیل به تعداد زیاد در کلروپلاست آنهاست. دیاتومها یا رده باسیلاریوفیته جمعیت بزرگی از جلبکها را تشکیل می‌دهند. دیاتومها دارای دیواره دو قسمتی و یا دو کفه‌ای سیلیسی هستند دیاتومها به اشکال منظم و مهندسی جزء زیباترین پلانکتونهای گیاهی بشمار می‌آیند.

جلبکهای قهوه‌ای

تال پر یاخته و ماکروسکوپی است این جلبکها تنها گروهی هستند که تال تک یاخته‌ای و کلونی در آنها وجود ندارد. حتی اشکال ریسه‌ای نیز به تعداد کم در آنها دیده می‌شود. ساختار درونی تال در جلبکهای قهوه‌ای بسیار تکامل یافته و از لایه‌های مختلف تشکیل شده. تولید مثل جنسی نیز در این جلبکها روند تکاملی را طی می‌کند جلبکهای قهوه‌ای چرخه زندگی از نوع ایزومورفیک و تولید مثل به صورت ایزوگامی است.در جلبکهای متوسط چرخه زندگی به صورت هترومورفیک و تولید مثل به روش ائوگامی صورت می‌گیرد. در جلبکهای قهوه‌ای تکامل یافته ، چرخه زندگی به صورت دیپلانتیک دیده می‌شود که در آن تنها گیاه اسپروفیت وجود دارد و گیاه گامتوفیت کاملا از بین رفته است.

جلبکهای قرمز

به علت داشتن رنگیزه‌های فیکوسیانین (سبز مایل به آبی) فیکواریترین (قرمز) به رنگهای بنفش ، سبز زیتونی ، ارغوانی و صورتی و غیره دیده می‌شوند و به خاطر داشتن این رنگیزه‌ها قادرند از اعماق آب زیست کنند. تال کوچک و ظریف دارند. فرآیند تولید مثل در جلبکهای قرمز پیچیده‌تر از جلبکهای قهوه‌ای است. از بعضی جلبکهای قرمز به عنوان منبع غذایی سرشار از پروتئین استفاده می‌کنند.

دینوفیتا

گروهی از پلانکتونهای گیاهی موجود در آبهای شورند که اکثرا تک یاخته‌ای و متحرک‌اند. وسیله حرکت آنها دو تاژک است که یکی از آنها در شیاری واقع است که مانند کمربندی در پیرامون یاخته وجود دارد و دیگری از شیار خارج می‌شود. با آنکه وجود این موجودات در زنجیره غذایی آبزیان بسیار مفید است ولی رشد و تجمع بیش از حد آنها باعث وارد ساختن سمومی در آب می‌شود.
[ دوشنبه 23 مهر1386 ] [ 9:48 ] [ دانشجو آنلاین ] [ ]
جلبکها موجودات ساده‌ای هستند که دارای کلروفیل می‌باشند و از خصوصیات مهم آنها نداشتن ریشه ، ساقه و برگ است. به چنین ساختار ساده‌ای تال می‌گویند. سه تفاوت عمده بین جلبکها و گیاهان عالی وجود دارد. اولا جلبکها فاقد ریشه ، ساقه و برگ هستند. ثانیا در اطراف اندامها یا ساختارهای زایشی جلبکهای یاخته‌های محافظ وجود ندارد و ثالثا جنین در جلبکها دیده نمی‌شود. به منظور رده بندی جلبکها ، ویژگیهایی از قبیل ساختار تال ، شکل کلروپلاست ، انواع مواد ذخیره‌ای یاخته را در نظر می‌گیرند و آنها را به هشت شاخه تقسیم می‌کنند.



تصویر

ویژگیهای جلبکهای سبز

جلبکهای سبز به رنگ سبز علفی هستند و مانند گیاهان عالی در کلروپلاست خود دارای رنگیزه‌هایی مانند کلروفیل b و a ، گزانتوفیل و کاروتن هستند. همچنین در داخل کلروپلاست اغلب آنها اجسام کروی شکل و از جنس پروتئین به نام پیرنوئید وجود دارد که محل ذخیره غذایی نشاسته است.

بعضی از جلبکهای سبز تک یاخته‌ای و برخی کلونی متحرک هستند و حرکت آنها توسط 2 یا 4 تاژک انجام می‌گیرد. شکل کلروپلاست در جلبکهای سبز سهم عمده‌ای در شناسایی جلبکهای مختلف آن دارد. کلروپلاست ممکن است فنجانی شکل ، زین اسبی ، مارپیچ ، ستاره‌ای ، مشبک و بشقابی باشد.

زیستگاه جلبکهای سبز

اغلب جلبکهای سبز آبزی هستند در آبهای شور و شیرین به صورت غوطه‌ور (فیتوپلانکتون) و یا متصل زیست می‌کنند. جلبکهای سبز ، در خاک نیز جمعیت زیادی را تشکیل می‌دهند. حتی تعدادی از جلبکهای سبز به عنوان انگل دیگر موجودات شناخته شده‌اند که مهمترین آنها سفالئوروس است که انگل گیاهانی از قبیل چای ، قهوه و مرکبات به شمار می‌رود.

انواع تال در جلبکهای سبز

ساختار و اندازه تال در جلبکهای سبز برخلاف جلبکهای سبز- آبی بسیار متنوع است. تال ممکن است از نوع ابتدایی و تک یاخته‌ای و به اندازه چند میکرون باشد. در بعضی از جلبکهای سبز طول تال حداکثر به یک متر می‌رسد. همچنین تال تک یاخته ممکن است مانند جلبک کلامیدوموناس متحرک و دارای تاژک و یا مثل جلبک کلرلا تک یاخته‌ای غیر متحرک و فاقد تاژک باشد. انواع دیگر تال در جلبکهای سبز عبارتند از: کلونی متحرک و غیر متحرک ، ریسه‌ای ساده ، ریسه‌ای منشعب و نیز سیفونی و پارانشیمی.

تولید مثل در جلبکهای سبز

برخلاف جلبکهای سبز- آبی که فقط تولید مثل رویش دارند، جلبکهای سبز دارای هر تولید مثل رویشی و جنسی هستند از انواع تولید مثل رویشی ، تقسیم دوتایی یاخته ، قطعه قطعه شدن و تشکیل اکنیت بسیار متداول است. همچنین انواع مختلف تولید مثل جنسی مثل ایزوگامی ، آنیزوگامی و اوئوگامی در جلبکهای سبز دیده می‌شود.

نمونه هایی از جلبکهای سبز




تصویر

کلامیدوناموس

جلبک تک یاخته و متحرکی است که در آبهای شیرین مثل آبگیر ، حوض ، استخر و دریاچه زندگی می‌کند. تال هنگام مشاهده با میکروسکوپ ، تخم مرغی شکل ، دارای دو تاژک در ناحیه سر ، یک کلروپلاست فنجانی شکل که حاوی پیرنوئید و لکه چشمی می‌باشد. کلامیدوموناس را می‌توان منشا جلبکهای سبز دانست. از اجتماع آنها کلونیهای مختلف بوجود می‌آیند. از تقسیمات یاخته کلامیدوناموس و جلبک ریسه‌ای ساده یا اولوتریکس حاصل می‌شود.

اولوتریکس

از جلبکهای سبز یا تال ریسه‌ای ساده است که معمولا در آبهای شیرین متصل به سنگها و اجسام جامد درون آب یافت می‌شود. یاخته‌های ریسه ، چهار گوش بوده و در یک ردیف قرار گرفته‌اند. یاخته راسی یا انتهایی گنبدی شکل است. یاخته پایه بی‌رنگ و فاقد کلروپلاست. کلروپلاست به شکل زین اسب است و در داخل کلروپلاست اجسام کروی شکل یا پیرنوئید قابل رویت‌اند.

تولید مثل بیشتر در اثر قطعه قطعه شدن ریسه توسط جریان آب و یا عوامل خارجی صورت می‌گیرد. انواع هاگها ، از جمله زوئوسپور و آپلانوسپور بوجود می‌آید. منشا اولوتریکس را جلبک تک یاخته‌ای کلامیدوناموس می‌دانند تولید مثل جنسی درپایان فصل رشد و هنگام نامساعد شدن شرایط محیطی صورت می‌گیرد. تولید مثل جنسی به صورت ایزوگامی و چرخه زندگی در جلبک اولوتریکس از نوع هاپلانتیک است.

اولوا

جلبکی دریایی است که بر روی سنگها و صخره‌های ساحل می‌روید و به کاهوی دریایی نیز معروف است. جلبک اولوا به دو صورت گامتوفیت و اسپوروفیت وجود دارد. هر دو تال از نظر شکل ظاهری و اندازه بسیار به هم شبیه‌اند و تنها تفاوت آنها در تعداد کروموزومها است. این دو گیاه (گامتوفیت و اسپوروفیت) در طول زندگی خود بطور متناوب تکرار می‌شوند. به همین علت چرخه زندگی اولوا را تناوب نسلهای مشابه می‌گویند.



تصویر

کلادوفورا

از جلبکهای واجد تال ریسه‌ای منشعب است که در آبهای جاری به فراوانی دیده می‌شود. سلولهای تشکیل دهنده ریسه دراز و استوانه‌ای شکل و دارای کلروپلاست مشبک همراه با تعداد زیادی پیرنوئید هستند. هر یاخته دارای تعدادی هسته است تولید مثل از طریق قطعه قطعه شدن ریسه و تولید اکینت و توسط زوئوسپوراست. تولید مثل جنسی ایزوگامی است و چرخه زندگی از نوع ایزومورفیک همراه با تناوب نسلهای مشابه است.

ادوگونیوم

از جلبکهای آب شیرین است و به علت دارا بودن اندامهای جنسی آنتریدیوم (آنتریدی) و اوئوگونیوم (اوئوگون) از دیگر جلبکهای ریسه‌ای کاملا متمایز است.

اسپیروژیر

از انواع جلبکهای سبز ریسه‌ای است که در طبیعت به فراوانی وجود دارد و شناسایی آن به علت داشتن کلروپلاست مارپیچی به آسانی صورت می‌گیرد. و نوع تولید مثل جنسی آن از نوع الحاقی یا همیوغی است از ویژگیهای مهم این جلبک نداشتن یاخته‌های متحرک ، اعم از زئوسپور و گامت است.
[ دوشنبه 23 مهر1386 ] [ 9:44 ] [ دانشجو آنلاین ] [ ]
اطلاعات اولیه سلسله گیاهان شامل 4 شاخه است. شاخه ریسه‌داران یا تالوفیتها (Tallophyta) ، شاخه خزه‌ایها (Bryophyta) ، شاخه نهانزادان آوندی (Pteridophyta) و شاخه گیاهان دانه‌دار یا اسپرمتوفیتها (Spermatophyta). وجود دانه یکی از صفات مشخص کننده گیاهان دانه‌دار می‌باشد. با تشکیل دانه نسل تازه‌ای از گیاه به نام رویان در درون آن شروع به رشد می‌کند. بنابراین دانه عامل بقا و انتشار این گیاهان بشمار می‌رود. دو زیر شاخه بازدانگان و نهاندانگان از لحاظ مقام رده بندی دارای ارزش یکسانی هستند ولی از بسیاری از جهات با یکدیگر تفاوت دارند. در بازدانگان تخمک و دانه حاصل از رشد آن فاقد پوشش هستند ولی در نهاندانگان پوشش تمایز یافته‌ای به نام برچه ، تخمک و دانه حاصل از آن را می‌پوشاند. هر کدام از این زیر شاخه‌ها به گروههای کوچکتری تقسیم بندی می‌شوند. تاریخچه شناسایی بازدانگان گرچه بازدانگان کنونی که در دو نیمکره جنوبی و شمالی زمین پراکنده هستند بیش از 500 گونه ندارند ولی در آغاز پیدایش از پرمین پایینی تا کرتاسه مراحل تکامل و تنوع خود را پشت سر گذاشته و از کرتاسه به بعد به گونه‌های امروزی محدود شده‌اند. برچه باز و تخمک برهنه در آنها از اختصاصات کلی رده بندی این گروه گیاهی می‌باشد. برای اولین بار آلکس پرون در سال 1827 موفق به شناخت تفاوت بین گیاهان بازدانه و سایر گیاهان دانه‌دار شد. کشف او مدتها مورد توجه قرار نگرفت. در سال 1868 بازدانگان به عنوان گروه مستقلی از گیاهان دانه‌دار به نام ژیمنوسپرمها شناخته شدند. این نام از دو کلمه یونانی ژیمنوس به معنی برهنه و اسپرم به معنای دانه تشکیل شده است. اندامهای رویش و زایشی در بازدانگان بازدانگان از آغاز پیدایش همیشه گیاهانی چوبی بوده و هستند. شاخه‌های فراوان از یک تنه اصلی جدا می‌شود. برگها غالبا متناوب و به ندرت حالت متقابل روی ساقه دارند. برگها به شکل سوزنی یا فلسی شکل هستند. اندامهای زایشی بازدانگان همیشه تک جنسی و ساده است و روی یک یا دو پایه جداگانه قرار دارد. هر گل نر از کیسه‌های گرده و گل ماده از تخمکهای برهنه تشکیل می‌شوند. پولکها یا فلسهای حامل کیسه‌های گرده و همچنین برچه‌های حامل تخمک بازدانگان بطور جداگانه روی محورهای مشترک قرار داشته و مجموعه‌ای مخروطی شکل از گلهای نر و ماده را بوجود می‌آورند. رده بندی بازدانگان این زیر شاخه از گیاهان دانه‌دار به سه رده تقسیم بندی می‌شود. رده پرفانروگامها (Perphanerogames): که در واقع گیاهان حد واسط نهانزادان آوندی و بازدانگان هستند. در این رده گروههایی مانند راسته سیکادالها و راسته ژنکوالها دیده می‌شود. راسته کاجها (Conifera): که گیاهانی هستند به صورت درخت یا درختچه ، که شامل گیاهان زیادی مانند تیره کاج ، تیره سرو و تیره سرخدار و ... می‌باشد. راسته کلامیدوسپرمها (Clamidosperms): که گیاهان حد واسط بازدانگان و نهاندانگان هستند. که از گیاهان این راسته می‌توان به تیره ارمک و تیره گنتاسه اشاره کرد. تاریخچه نهاندانگان این گروه گیاهی از زمان پیدایش حتی از پرمو تریاس یعنی پایان دوران اول و آغاز دوران دوم سازگاری با محیطهای مختلف خشکی و تنوع و گسترش را آغاز نموده و تنوع آن تا به حال ادامه دارد. نهاندانگان کاملترین گروه گیاهی هستند و حدود نیمی از گیاهان کره زمین را به خود اختصاص داده‌اند و تا به حال بیش از 250 هزار گونه از آنها شناسایی شده است. ساختار دانه و تکامل آن و نظام تولید مثل در آنها یکی از شگفتیهای خلقت در جهان گیاهی است. ویژگیهای مهم نهاندانگان دانه گرده یا گامتوفیت نر آنها معمولا دارای 2 هسته است که یکی از آنها مولد دو گامت می‌باشد. وجود برچه (اندام توخالی که در درون آن تخمکها قرار گرفته‌اند) از اختصاصات مهم این گروه است. این اندام بعد از رسیدن میوه را بوجود می‌آورد که از دانه‌ها از لقاح گامتها بوجود می آیند محافظت می‌کند. کیسه جنینی یا گامتوفیت ماده در حالت جنینی دارای 8 هسته است. لقاح در این گیاهان از طریق لوله گرده است.(سیفونوگامی) در این گیاهان لقاح مضاعف وجود دارد. رده بندی نهاندانگان رده دو‌لپه‌ایها این گروه گیاهی از تکامل بازدانگان بوجود آمده‌اند. دانه در این گروه از دانه گیاهان تک‌لپه‌ای در وضع رشد جنین که به سرعت متوقف شده و دو نقطه جانبی آن بر اثر رشد ایجاد دو لپه متورم را می‌کند متفاوت بوده و همچنین ریشه اصلی در دولپه‌ایها از رشد ریشه‌چه جنین ایجاد می‌شود. ساقه و ریشه دارای ساختار پسین و رشد قطری است. در این گروه گیاهان زیادی قرار دارند. از جمله تیره حبوبات ، تیره بنفشه ، تیره شب بو ، تیره گل مینا ، تیره میخک ، تیره زیتون و ... رده تک‌لپه‌ایها این گروه گیاهی از یکی از تیره‌های دو‌لپه‌ایها بوجود آمده‌اند. تک‌لپه‌ایها دارای لپه منفردی هستند که بر اثر عدم رشد یکی از جوانب راس جنین بوجود می‌آیند. رشد ریشه اصلی حاصل از رشد ریشه‌چه در تک‌لپه‌ایها محدود بوده و به زودی جای آن را ریشه‌های فرعی می‌گیرند. بیشتر این گیاهان علفی و غالبا پایا بوده و ساقه هوایی آنها معمولا بدون انشعاب و برگی است. این گروه از گیاهان تکامل یافته‌ترین گیاهان را تشکیل می‌دهند. از گیاهان این گروه می‌توان به تیره‌های زیر اشاره کرد. تیره خرما ، تیره گل شیپوری ، تیره گندم ، تیره لاله و تیره آناناس.
[ دوشنبه 9 مهر1386 ] [ 1:5 ] [ دانشجو آنلاین ] [ ]
این تیره متعلق به راسته گزنه است. تیره نارون Ulmaceae درختانی با برگهای متناوب ، دارای گوشوارک کم دوام و زود افت هستند. گل نر ماده ، گاهی پلی‌گام و کاسه دارای 4 تا 8 قطعه است. پرچمها با کاسبرگها متقابل ، تعداد برچه‌های مادگی در اصل دو عدد ولی یکی از آنها معمولا حذف شده و در نتیجه تخمدان تک خانه‌ای و حاوی یک تخمک واژگون است. میوه فندقه بالدار (در نارون) یا شفت مانند (در درخت آزاد) است. تیره نارون دارای 9 جنس با 130 گونه است که همگی در مناطق آب و هوای معتدله انتشار دارند. در بین این جنسها ، جنس نارون با 30 گونه و جنس داغداغان تقریبا با 60 گونه دارای اهمیت خاصی در تیره نارون هستند.



تصویر

جنس اولموس یا اوجا یا نارون

دارای گونه‌های متعددی است که تقریبا همه آنها در نیمکره شمالی انتشار دارند. این درختان دارای پوستی بسیار ضخیم ، برگهای ساده با دندانه‌های تیز و پهنکی با کناره پایینی نامتقارن است. گلها در این جنس نر ماده و همان اختصاص مربوط به تیره اولماسه را دارند. تنها تیره‌ای است که این اختصاص را در راسته گزنه دارد. در طایفه سلتیده علاوه بر گلهای نر ماده گلهای پلی گام نیز دیده می‌شود.

این امر نشان می‌دهد که تک جنسی بودن گل در راسته گزنه یک صفت ابتدایی و کهن نیست، بلکه صفتی ثانوی است. گل آذین گرزنی ، متراکم ، تقریبا کروی و در آغاز بهار روی شاخه‌های سال قبل و در اثر رشد جوانه‌های واقع در بغل برگهای ریخته شده سال قبل حاصل می‌شود. گلها پنج پر هستند. جنس الموس در ایران دارای 4 گونه است.

گونه الموس کارپینی فولیا (اوجا)

درختی است که در نقاط مختلف ایران نامهای متفاوتی دارد. برگهای این درخت تخم مرغی شکل با پهنک نامتقارن بوده و سطح آن زبر و در حاشیه دندانه‌های مضاعف داشته و فاقد کرک یا کمی کرک‌دار است. گلها دارای دم گل کوتاه و به صورت دسته جمعی هستند. این درخت در تهران ، جنگلهای شمالی ایران ، جلگله‌های ساحلی دریای مازندران و گیلان و ارسباران انتشار دارد.



تصویر

گونه الموس دنسا یا نارون چتری

این درخت نسبتا بلند دارای شاخه‌های انبوه با تاجی کروی شکل و زیبا و برگهایی انبوه به رنگ سبز تیره و شاخه‌هایی صاف و خاکستری رنگ است. این درخت بیشتر به عنوان سایه‌گستر معروف است و در اغلب شهرهای ایران کاشته می‌شود.

گونه الموس مونتانا یا ملج

برگهای این درخت بیضی شکل و میوه آن به شکل بیضی یا تخم مرغی و محتوی یک دانه در وسط است. چوب درخت ملج در صنایع دستی و روستایی مصارف گوناگون دارد. این درخت بومی جنگلهای سواحل دریای خزر است.



تصویر

جنس سلتیس یا داغداغان

تقریبا 60 گونه از آن در تمام دنیا انتشار دارد. گلهای پلی‌گام با تخمک مستقیم و جنین خمیده دارند. گلها منفرد در طول ساقه پراکنده ، کاسه در آنها شامل 2 تا 5 قسمت مقعر و دارای 5 تا 6 پرچم و دو کلاله دراز هستند. میوه شفت مانند و محتوی یک هسته است. گرچه میوه داغداغان که شفت مانند است طبیعتا نباید قدرت پراکنش فندقه‌های بالدار نارون را داشته باشد.

ولی این درخت نیز غالبا در خشکی در جزایر دوردست نیز انتشار دارد و عامل این پراکنش ، بیولوژیکی است. بدین ترتیب که پرندگانی که از میوه آن استفاده می‌کنند هسته هضم نشده در معده آنها باقی می‌ماند و هنگام مهاجرت به جزایر دوردست اقیانوسها آن را حمل می‌کنند و در آنجا باعث انتشار درخت مزبور می‌شوند. در ایران داغداغان دارای 3 گونه است. که یکی از گونه‌ها به اختصار توضیح داده می‌شود.

گونه سلتیس اوسترالیس یا داغداغان

این درخت در جنگلهای شمال ایران تقریبا دور از ساحل انتشار دارد. برگهای داغداغان تخم مرغی شکل و در انتها حالتی کشیده دارد و پشت آنها از کرکهای نرم و مخملی پوشیده شده است. میوه این درخت سیاه و کروی شکل است. این درخت در نقاط مختلف دارای نامهای محلی مختلف است.



تصویر

جنس زلکوا یا درخت آزاد

این جنس دارای چهار گونه درختی است که در چین شمالی ، ژاپن و قفقاز و ایران انتشار دارد. گونه منحصر به فرد ایرانی این درخت زلکوآ کرناتا است که به درخت آزاد موسوم است. این درخت در تمام جنگلهای شمالی وجود دارد. در جنگلهای کردستان و همچنین در جنگلهای جنوب غربی نیز پایه‌هایی از آن مشاهده می‌شود. چوب این درخت پرتوان ، محکم و قابل ارتجاع است و در صنایع روستایی زیاد مورد استفاده قرار می‌گیرد. برگ این درخت متناوب ، ولی روی دو خط طولی موازی ، بر روی شاخه‌ها قرار گرفته و حاشیه آن دارای دندانه‌های ریز کمانی است.

گلهای نر در بن شاخه‌های بی‌برگ سال پیش توده‌های کروی شکل تشکیل می‌دهند. گلهای ماده ، سفید و بی‌بو هستند. میوه فندقه ولی در آغاز شفت مانند است و بتدریج خشک می‌شود. سطح میوه صاف یا چین‌دار است و در راس آن دو کلاله به صورت دو شاخ باقی می‌ماند. درخت آزاد در نقاط مختلف شمال و همچنین در غرب و جنوب ایران دارای نامهای مختلف محلی است.

مباحث مرتبط با عنوان

[ یکشنبه 8 مهر1386 ] [ 19:40 ] [ دانشجو آنلاین ] [ ]

مشکلات موجود برای تعریف گیاه


تعریف کلمه گیاه ازآنچه که ظاهرا" به نظر می رسد بسیار مشکل تراست. اگرچه گیــــاه شناسان محدوده رده بندی گیاهان را تعریف کرده اند ، مرزهای تعیین کننده اعضاء رده بندی گیاهان بسیار اختصاصی تر از تعریفات رایج " گیاه"است. ما گیاه را بعنوان یک موجود زنده یوکاریوت و دارای تعداد زیادی سلول تعریف می کنیم که عموما" فاقد اندامهای حسی یا حرکت ارادی بوده و در صورت رشد کامل دارای ریشه ، ساقه و برگ می باشند. اما از نظر گیاه شناسی فقط گیاه آوندی دارای ریشه ، ساقه وبرگ است. اما اگر منصفانه نگاه کنیم گیاهانی که ما هر روز با آنها مواجه هستیم ، گیاهان آوندی می باشند.

img/daneshnameh_up/8/8c/leafs..jpg


تعریف دیگر گیاه که گسترده تر (فراگیرتر) می باشد، عبارت است از هرچیزی که فتواتوتروف می باشد- یعنی غذای خودش را از مواد خام غیر آلی و نور خورشید تولید کند. برای فردی که بر نقش خاصی که گیاهان در یک اکوسیستم بازی می کنند متمرکزشود این تعریف غیر منطقی نیست .اما در بین فتواتوتروپها ، پروکاریوتهایی ( پیش هسته) مخصوصا" باکتریهای فتواتوتروپ و سیانوفیتها وجود دارند. سیانوفیتها را گاهی اوقات ( به دلایل خوبی) جلبکهای سبز– آبی می نامند.در اینجا این مشکل بوجود می آید که بیشتر مردم از جمله گیاه شناسان قارچ خوراکی را گیاه می نامند اگرچه قارچ خوراکی اندام باردهی قارچ می باشد ( حوزه قارچها)، و اصلا" فتواتوتروپ نبوده، بلکه گندخوار( saprophytic) می باشد. و بیش از چند گونه گیاهان گل دار، قارچها و باکتریها وجود دارند که انگلی هستند.

ما قادر به ارائه پاسخی مطمئن نیستیم. فهرست خصوصیاتی که حوزه رده بندی گیاهان را از سایر حوزه های زیست شناسی جدا می کند حد اقل یک تعریف فنی ارائه می کند اما این تعریف مورد پسند همگان قرار نمی گیرد. بنابراین تعریف اصطلاح گیاه همیشه به معنی بیشتر موجودات زنده طبقه بندی شده در محدوده رده بندی گیاهان می باشد. مثلا" اگر جلبکهای سبز به وضوح گیاهانی جزورده بندی گیاهان هستند، پس بیشترمردم اکثرخزه های دریایی را هم که جزئی از( حوزه آغازیان (هستند، جزو جلبک های سبز در نظر می گیرند. مشکل عدم وجود دقت یا توافق که در تعریف گیاه وجود دارد یکی از گفته های مورد تفاهم است که اغلب در مقالات با آن مواجه هستیم از این قبیل : ... آوند چوبی یکی از دو بافت انتقال در گیاه است . بطور کلی تصور نمی شود این جمله به معنی تمامی گیاهان ، جلبکها با گیاهان گلدار باشد. به احتمال بسیار زیاد باکتریها یا قارچها را به حساب نمی آورد. در واقع معمولا" بهتر است اینگونه تصور شود که این بحث فقط به گیاهان آوندی مربوط می شود ( ضرورتا" سرخسها ، مخروط زاها، گیاهان گلدار و تعدادی دیگر) مگر اینکه به صورتی متفاوت بیان شود( مثلا" ... در گیاهان آوندی و غیر آوندی اینگونه است ). The system of classification (see
درسیستم طبقه بندی ( به طبقه بندی علمی مراجعه کنید) که توسط گیاه شناسان برای فهرست کردن موجودات زنده زمین بکار رفته، هزاران دانشمند روزانه ساعات بسیار زیادی وقت صرف کرده اند. درابداع این سیستم تلاش شده تا سیستمی طبیعی بوجود آید در حالیکه ارتباطات تکاملی بین کلیه گونه های مختلف را توصیف نماید ( از جمله مواردیکه فقط در فسیلها شناخته شده اند). گیاهان یکی از بخشهای این طبقه بندی هستند ودرتعریف گیاهان چه بصورت کلی وچه بصورت جزئی ، باید تعدادی منبع را درکلیه فعالیتهای علمی که برای تهیه یا ارائه اطلاعات درباره آنها انجام می شود، در این سیستم طبقه بندی لحاظ کنیم.

برای گیاهان آنگونه که در حوزه رده بندی گیاهان تعریف شده اند به قسمت زیر نگاه کنید.


گیاهان تقریباٌ در همه جای گیتی می رویند گلها علفها و درختان را تقریباٌ هر روزه می بینیم. گیاهان همچنین بر فراز کوههای بلند در اقیانوس ها در بسیاری از بیابانها و در نواحی قطبی می رویند. بدون گیاهان، آدمیان و جانوران نمی توانستند در کره زمین زندگی کنند. آدمی بدون هوا یا خوراک نمی تواند زندگی کند و همچنین بدون گیاهان نمی تواند زنده بماند. اکسیژن موجود در هوا که تنفس می کنیم از گیاهان فراهم می آید. خوراکی که می خوریم نیز از گیاهان یا از جانوران گیاه خوار بدست می آید.
در خانه سازی و بسیاری از چیزهای سودمند را از کنده و تخته و الوار درختان و خیلی از پوشاکهای ما از الیاف گیاهی از قبیل پنبه فراهم می گردد.

دانشمندان عقیده دارند که بیش از 350000 گونه و نوع گیاه شناخته شده اما هنوز بسیاری از گیاهان ناشناخته مانده است. کوچکترین گیاه دیاتوم می باشد که تنها با میکروسکوپ می توان آن را دید حتی ممکن است یک قطره آب بیش از 500 دیاتوم در خود شناور داشته باشد.

بزرگترین گیاه زنده دنیا درخت سکویا در کالیفرنیا می باشد که بیش از 90 متر بلندی و بیش از 9 متر پهنا دارد.

برخی از درختان در کالیفرنیا هستند که عمر 4000 تا 5000 ساله دارند. دانشمندان همه موجودات زنده را به دو گروه اصلی و عمده تقسیم کرده اند.

به بیان دیگر می توان گفت که فرق عمده میان گیاهان و جانوران آن است که گیاهان در جایی ثابت هستند در حالی که تقریباٌ همه جانوران با نیرو و اراده خود حرکت می کنند.

بیشتر گیاهان خوراک خود را از هوا نور خورشید و آب می گیرند. جانوران نمی توانند برای خود خوراک بسازند. از این رو گیاهان یا جانوران گیاهخوار را می خورند. پایه و اساس واحد اصلی و آجر ساختمان موجود زنده یاخته یا سلول می باشد و از این جهت گیاه و جانور با هم تفاوت دارند زیرا بیشتر گیاهان سلول های دیواره ای کلفت حاوی ماده ای بنام سلولز دارند یاخته های جانوری ماده سلولز ندارد.

img/daneshnameh_up/9/9f/trees.jpg


برخی چیزهای زنده که به نظر می رسد به خانواده و قلمرو گیاهان و جانوران وابسته نیستند. و این موجود تک یاخته ارگانیزم های شامل باکتری و اشکال دیگر زندگی است که تنها با میکروسکوپ قابل دیدن است. بیشتر دانشمندان عقیده دارند که به خانواده خود وابسته هستند یعنی موجودی که نه گیاه است و نه جانور.

از گیاهان برای آدمی خوراک، پوشاک، پناهگاه یعنی مهمترین نیازهایشان فراهم می شود. بسیاری از ما ازداروهایی که از گیاهان ساخته می شود یا مستقیماٌ از خود گیاهان دارویی است سود می جوییم. بعلاوه از گیاهان در مصارف زیبا سازی و لذت بخش کردن زندگی سود جسته می شود.

طبقه بندی حوزه رده بندی گیاهان


منشاء کلیه موجودات زنده متعلق به حــــــــــوزه گیاهان ، گروهی به نام جلبک سبز است که اشکـــال باقی مانده آن (paraphyletic) بوده وبصورت انواع گوناگونی در این قسمت یا درمیان آغازیان وجود دارند.جلبکهای سبز دارای کلروپلاستهایی هستند که در بر گیرنده کلروفیل a و b می باشند که بوسیله غشاهای دولایه به هم متصل هستند و دارای انواع گوناگونی تاژکدار، انبوه زی ، میله ای و حتی چند سلولی ابتدایی می باشند .بسیاری از آنها عمدتا" هاپلوئید ( تک لاد) هستند اما بقیه ، بین گونه های هاپلوئید و دیپلوئید ( دولاد) که گامتوفیت و اسپروفیت نامیده می شوند دارای تناوب نسل می باشند.
در مرحله ای از دوران پالئوزوئیک گیاهان پیچیده و چند سلولی(رویان رستها ) بر روی زمین نمایان شدند. در این گونه های اولیه جدید ، گامتوفیت و اسپروفیت از نظر شکل و عملکرد بسیار متفاوت بودند ، اسپروفیت کوچک باقی ماند و در کل زندگی کوتاه خود وابسته به والد خود بود. گروههای موجود در این ساختار مشترکا" خزه ها نامیده می شوند. از جمله:
  • دسته Bryophyta( خزه ها)
  • دسته Anthocerotophyta ( علف شاخی)
  • دسته Hepaticophyta( هپاتیکها)

تمامی این گونه ها کوچک بوده و محدود به محیطهای مرطوب می باشند و برای تولید هاگ وابسته به آب هستند. در دوران سیلورین ، رویان رستهای جدیدی نمایان شدند که در اثر سازگاری امکان غلبه بر این موانع را که در دوران دونین دستخوش پرتوش سازگاری گسترده ای شدند پیدا کردند. این گروهها معمولا" دارای کوتیکول هستند که در برابرخشکیدگی مقاوم می باشند و بافت آوندی که آب را سرتاسرگیاه منتقل می کند که به همین علت آنها را گیاهان آوندی می نامند.
  • دسته Lycophyta ( گرگ پاها)
  • دسته Sphenophyta( دم اسبی)
  • دسته Psilophyta (سرخسهای ماهوتی)
  • دسته Ophioglossophyta ( لاله آلپی و سرخسهای تاکی)
  • دستهPterophyta ( سرخسها)

گیاهان آوندی هم زیر گروهی ازاسپرماتوفیتها یا گیاهان دانه دار هستند که تا آخردوران پالئوزوئیک متنوع شدند. دراین گونـــــه ها گامتوفیت کاملا" کاهش یافت و اسپروفیت درون پوششی به نام دانه که در والد آنها بوجود می آید شروع به زیستن نمودند. اسپرماتوفیتها عبارتند از:

این دسته ها به دو گروه بازدانگان ( بی دانه ها ؛ چهار دسته اول) و گیاهان گلدار یا angiosperms تقسیم می شوند. پنجمین دسته فوق آخرین گروه عمده گیاهان است که در دوران ژوراسیک بوجود آمده و به سرعت در بیشتر زیبومه ها گسترده شدند.

رده های گیاهان


ممکن است بخواهیم علاوه بر طبقه بندی علمی گیاهان یا روشهای مردم پسند تر براساس این سیستم ، به طبقه بندی گیاهان با روشهای متفاوت دیگری بپردازیم که در ذیل به بررسی برخی از آنها می پردازیم:
ممکن است گیاهان بر مبنای الگوهای رشد فصلی اشان مرتب شوند. البته گیاهان ساده مثل جلبکها دوران زندگی کوتاهی دارند و اصطلاحهای زیر در مورد آنها بکار نمی رود اما جمعیت جلبکها عموما" فصلی هستند.
  • سالانه : زندگی و تولید مثل در یک فصل رشد و نمو.
  • دوسالانه : زندگی در دو فصل رشد و نمو ؛ تولید مثل معمولا" در سال دوم
  • چند ساله : زندگی در سالهای رشد نمو طولانی ؛ ادامه به تولید مثل در یک مرحله
گیاهان آوندی یا herbaceous ( غیر چوبی ) هستند ویا چوبی. گیاه چوبی ممکن است درختانی باشند با یک یا چند تنه و شاخه که روی زمین بوجود می آیند ویا درختچه هایی باشند بدون تنه ، با شاخه هایی که نزدیک سطح زمین قرار دارند.
همچنین ممکن است گیاهان بر اساس چگونگی کاربردشان طبقه بندی شوند.گیاهان غذایی از جمله میوه ها ، سبزیجات ، گیاهان دارویی و ادویه ها می باشند.
[ یکشنبه 8 مهر1386 ] [ 1:0 ] [ دانشجو آنلاین ] [ ]
 

دست هنرنماي طبيعت در فصل پاييز آشوبي از رنگهاي قرمز و رنگهاي زرد در دل جنگل بر پا مي كند. درك اين تصاوير زيبا، بي قوه تخيلي و چالاكي نيز ميسر است و هر كس به سادگي قادر به ادراك آن مي باشد . هــر سال با آغاز فصل پاييز باديدن درختان از سرور مبهمي سرشـار مي شويم . در حالي كه مي دانيم اين لذت، زودگذر و بي ثبات خواهد بود . در مدت كوتاهي برگها به آرامي از ماواي تابستاني خود جدا شده و زمين جنگل را مفروش مي كنند.بسياري از مردم گمان مي كنند كه يخبندان باعث تغيير رنگ برگها مي شود. در صورتي كه اين تصور درست نيست زيرا رنگ بعضي از برگها قبل از فصل انجماد شروع به تغيير مي كند. ذهن خيال برخي از مردم هند علت آن را شكار (دب اكبر) توسط شكارچيان آسماني مي پندارند، بدين معنا كه خون شكار بر روي درختان جنگل چكيده و بسياري از برگها را به رنگ قرمز درآورده است و برگهاي درختان ديگر نيز براثر چربيي كه به هنگام پخت گوشت آن توسط شكارچيان بر روي درختان پاشيده شده به رنگ زرد درآمده اند ولي حقيقت امر اين است كه فرآيندهاي شيميايي كه به هنگام آماده شدن گياه براي فصول زمستان در آن به وقوع مي پيوندند تغيير رنگ برگها را باعث مي گردند.برگها در طول فصل بهار و تابستان مانند كارخانه هايي عمل مي كنند چرا كه تهيه غذاي لازم براي رشد درختان را به عهده دارند . ساخت مواد غذايي توسط سلولهاي ريز بي شمار برگ، كه متعلق به بافت سننتزي مزوفيل كه ميان دو بشره زبرين و زيرين برگ است، و بعضي اوقات اين بافت كلرانشيم ناميده مي شود صورت مي گيرد، زيرا سلولهاي اين بافت داراي كلروپلاستهاي بي شمار است كه اين كلروپلاستها حاوي اجسام سبز كوچكي مي باشند كه كلروفيل نام دارند و رنگ برگ را موجب مي گردند و در ميان سلولهاي فتوسنتزي برگ رگبرگهاي بي شماري قرار گرفته كه از سلولهاي آوند چوبي و آبكش تشكيل يافته است كه آب و مواد معدني را به درون برگ آورده، فرآورده هاي فتوسنتزي را به خارج از آن هدايت مي كند. رگبرگهاي مزبور نهايتاً به رگبرگ اصلي متصل مي شوند كه پس از عبور از دمبرگ به سيستم آوندي اصلي گياه مي پيوندند كلروفيلها غذارابراي گياه از طريق تركيب نمودن كربن به دست امده از هوا، با ئيدروژن ، اكسيژن و مواد معدني گوناگون موجود در آب و طي فرآيند فتوسنتز يا نورساخت فراهم مي كنند. در پاييز هنگامي كه هواي سرد موجب كاهش فرآيند هاي حياتي مي گردد فعاليت برگ به پايان مي رسد،‌به بيان ساده تر اينكه اجزاء دستگاه كارخانه برگ پياده مي شوند، كلروفيل به مواد متنوعي كه از آنها تركيب يافته تجزيه مي شود و مواد غذايي قابل دسترس به منظور ذخيره سازي براي استفاده در بهار به تنه درخت منتقل مي گردد و آنچه كه در حفره هاي سلولي برگها باقي مي ماند نوعي ماده آبكي است كه در آن مقداري قطرات چربي،‌بلور و تعداد معدودي اجسام زرد رنگ كه به شدت نور را منكسر مي سازند مشاهده مي شوند كه عامل زرد شدن رنگ برگها در پاييز به شمار مي روند.
غالبا ميزان قند در برگها بيش از آن است كه بتواند به سرعت به درون درخت انتقال يابد. در اين حالت تركيب شيميايي آن با ساير مواد، رنگهاي متنوعي را به وجود مي آورد كه بين قرمز روشن و قرمز مايل به قهوه أي در نوسان است . در مخروط داران كه برگهاي خود را در پاييـــز از دست نمي دهند به قهوه أي روشن بدل مي شود كه خود عامل روشنتر شدن رنگ در بهار مي باشد.در مدت زماني كه برگها تغيير رنگ مي دهند براثر عواملي از محيط كه عبارتنداز كوتاه شدن طول روز و كاهش دما ، افتادن برگ از درختان خزان پذير آغاز مي گردد.در نقطه أي كه دمبرگ به تنه چسبيده لايه أي از سلولهاي خاص تكامل مي يابند و به تدريج بافتهايي كه برگ را نگه مي دارند سست شده و برگها جدا مي شوند. سلولهاي پارانشيمي لايه ريزش؛ اغلب از سلولهاي اطراف كوچكتر است ، حتي عناصر آوندي كوتاه بوده در دسته هاي آوندي در ناحيه ريزش فيبر وجود ندارد . اين ويژگيهاي تشريحي ناحيه ريزش را به نقطه ضعيفي مبدل مي سازد. قبل از افتادن برگ تغييرات بي شماري در ناحيه ريزش روي مي دهد . تقسيم سلولي غالباً انجام مي گيرد و لايه أي از سلولهايي به شكل آجر در سراسر عرض پايه دمبرگ به وجود مي آيد. تغييرات فعال متابوليسمي در سلولهاي ناحيه ريزش ، سبب تجزيه جزيي ديواره سلول يا تيغه مياني مي شود و سلولها بدين ترتيب از هم جدا مي گردند و سنگيني برگ و يا وزش باد در نهايت اتصال آوندي را گسسته ، برگ از درخت مي افتد. هم زمان با جدا شدن برگها طبيعت جاي بريدگــي را ترميـــــم مي نمايد، به اين شكل كه وقتي برگ بر اثر وزش باد يا وزن خود فرو مي افتد يك لايه چوب پنبه أي روي بقاياي دمبرگ تشكيل مي شود كه گياه را از حمله ميكروبي محافظت مي كند و اتلاف آب را محدود مي سازد. آوندهاي چوبي بر اثر نفوذ سلولهاي پارانشيمي مجاور يعني نفوذ تيل به دورن آنها ، مسدود شده عمل انسداد كامل ميگردد و محلي در ساقه كه برگ روي آن رشد كرده توسط يك زخم مشخص مي شود. ريزش برگ پيش بيني خردمندانه ديگر طبيعت براي فصل زمستان مي باشد . درختان پهن برگ برگهاي خود را از دست مي دهند و در نتيجه شاخه هاي آنها با سهولت بيشتري سنگيني برف و يخ زمستان را تحمل مي كنند . در نقاطي كه به ندرت برف و يخ به چشم مي خورد برخي از پهن برگان به طور دائم سبز مي باشند.
مخروطيان (كاجها، سروها و نرادها) زمان مشخص براي ريز برگ ندارند. برگهاي آنها سوزني يا فلسي شكل مي باشد( فرم آنها با ريزش برف مطابقت دارد.) طبيعت سيستم كارآمدي براي دوباره به چرخه درآوردن شاخ و برگهاي فروريخته دارد و از طرف ديگر مقدمات يك خاك جنگلي حاصلخيز را فراهم مي آورد. گرچه مواد غذايي آماده شده در حفره هاي سلولي برگها در فصل پاييز به داخل درخت بازگردانده مي شوند،‌ اما مواد معدني كه در طول فصل تابستان درون ديواره هاي سلولها تزريق شده اند همچنان باقي مي مانند. بنابراين برگهاي ريخته شده حاوي مقادير نسبتا زيادي عناصر ارزشمند مانند نيتروژن و فسفر كه در واقع بخشي از خاك بحساب مي آيند مي باشند. تجزيه برگها لايه هاي بالايي خاك را از طريق بازگردان عناصري كه توسط گياه قرض گرفته شده غني گردانده و نه تنها موجب تغذيه درختان درختچه ها و بوته ها در طول سال مي گردد بلكه آنها را در مقابل مشكلات دمايي فصل تابستان و زمستان محافظت مي كند و از طرف ديگر موجب تثبيت خاك در محل مي گردد و به طور همزمان مقدمات تجمع اب را فراهم مي سازد. اگر مشتي از اين خاك تيره رنگ را بررسي كنيد مشاهده خواهيد كرد كه حتي در يك دوره خشكسالي مرطوب تر و نرمتر از خاكهاي زمينهاي اطراف مي باشد (هوموس جاذب الرطوبه) به هر حال اگر اجازه داده شود كه آتش در داخل جنگل پيشروي نمايد و برگها بسوزند ارزشمندترين عناصر تقويت كننده براثر حرارت تبديل به گاز مي شوند و به هوا مي روند و هوموس با ارزش تخريب مي گردد. جنگلهايي كه سطحشان به طور مداوم سوزانده مي شود به زودي خاك حاصلخيز خود و توانايي جذب آب و نگهداري رطوبت را از دست خواهند داد. حتي اگر هيچ صدمه چشمگيري به درختان استوار وارد نشود .

[ یکشنبه 8 مهر1386 ] [ 0:57 ] [ دانشجو آنلاین ] [ ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

برای سهولت و اجرای عدالت در بین دانشجویان ارشد در خصوص امتحان ارشد و دکتری (PHD) دانشگاه آزاد اسلامی بر آن شدیم تا تمامی دانشجویان سراسر کشور به منابع دقیق و جزوات مورد نیاز برای رشته و گرایش مورد نظر خود دسترسی داشته باشند .به همین منظور تمامی جزوات از بعضی رشته ها که مربوط به واحد های برتر دانشگاه آزاد اسلامی می باشد را جمع آوری کرده ایم و در اختیار علاقه مندان قرار میدهیم

09197574595
02144696632

www.daneshjoonline.com